كه آدم را سجده كنيد ، زيرا كه ذريّههاى آدم عليه السّلام بعد از نزول لطيفهء آدمى به زمين بدن ، و فرود آمدن آن لطيفه ، بر صفاى نفسش ، و فرود آمدن حوّا بر مروهء نفس كه هر دو ، دو جهت عليا و سفلاى نفساند ، مانند آدم ابو البشر مىشوند ، و به ملائكه كه موكّل بر آن ذرّيه ( دودمان - فرزندان ) هستند امر مىشود كه به آن لطيفه سجده كنند ، پس همه سجده مىكنند و تسليم مىشوند جز ابليس يعنى ( قوّهء واهمه ) .
زيرا قوّهء واهمه مادام كه شدّت خودپسندى و تسلّط و استعلاى خود را به وسيلهء رياضتهاى شرعى و عبادات قالبى و قلبى نشكند تسليم انسان و مطيع او نمىشود ، و اين گفتهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله : كه شيطان من به دست خودم تسليم شده است ، اشاره به همين معنى است كه ما ذكر كرديم .
فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ
نفرمود « لم يسجد » تا اشاره كند به اين كه : فطرت ابليس فطرت سركشى و استكبار بود بلكه اصلا از سنخ سجدهكنندگان نبود ، و سجده براى او امكان نداشت مگر اين كه فطرتش عوض مىشد ، و لذا وارد شده است ، كه ابليس اصلا از مأمورين به سجود نبود ، و خودش را در بين مأمورين داخل كرده بود .
قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ
چه چيز ترا منع كرد و به آنجا كشاند و وادار كرد كه سجده نكنى ؟ يا اين كه لا زائده است و لفظ لا گاهى براى تاكيد زياد مىشود مخصوصا بعد از منع .
قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
گفت آن چيزى كه مرا به ترك سجده