جانب خدا است ، و جمله معطوف است بر
قالُوا
يعنى براى آنها چهارپايانى است ، يا چهار پايان ديگرى است .
لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
در ذبح و نحر ، اسم خدا را بر آن ذكر نمىكنند يا اينكه بر آن حج نمىكنند و ذكر نام خدا را با تلبيه گفتن بر آن حرام مىدانند .
افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ
آنها بر خدا افترا مىبندند . . . . . . با اين بيان وجه ديگرى براى بيان ظلم و انحراف از حقّ و استبداد براى خودشان بدون حجّت و دليل است .
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ
لفظ « خالصه » به صورت مذكّر و مؤنّث به اعتبار معنى « ما » ( آنچه ) است كه به اجنّه ( جنينها ) بر مىگردد يا اينكه تاء براى مبالغه است ، يا مصدر است مانند « عافيه » .
لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ
چنان كه سابقا تفصيل داده شد جنينى را كه از شكم چهار پايان خارج مىكردند اگر زنده بود خوردن آن را بر زنان حرام مىكردند ، و اگر مرده بيرون مىآمد زنان و مردان همه مساوى بودند ، برخى گفتهاند مقصود از موجود در شكم چهار پايان شير آنهاست و بعضى گفتهاند مقصود شيرها و بچههاى آنها هر دو است .
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ
يعنى جز اين توصيفات و گفتارهاى آنان ، يا خود وصف آنها بنا بر تجسّم اعمال ، بر آنها