آورد مگر اينكه خدا بخواهد . ردّ سببيّت اسباب ظاهرى براى ايمان و اثبات سببيّت مشيّت براى آن است ، و منع نظر كردن مؤمنين و مشركين است از نظر كردن به واسطه و غفلت آنان از سببيّت مشيّت ، و پيشنهاد و آرزوى معجزه نمودن آنها ، بدين ترتيب كه واسطهها اسباب نيستند بلكه آنها مظاهر مشيّت خدا هستند ، و سبب هر مسبّبى همان مشيّت است كه اگر خدا بخواهد هر نفسى را بدون واسطه هدايت مىكند ، و اگر نخواهد ، اگر چه هر واسطهاى براى هدايت فراهم گردد هدايت نمىكند .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ
يعنى اكثر مؤمنين ، يا مشركين ، يا همهء آنان .
يَجْهَلُونَ
نمىدانند كه مشيّت سبب ايمان است نه معجزهء پيشنهادى و درخواستى ، و چون نمىدانند پيشنهاد معجزه و آرزوى آن مىكنند . و ممكن است مفعول فعل نسبى باشد و معنى آن اين است كه بيشتر آنان جاهل و نادانند .
وَ كَذلِكَ
چنان كه براى تو دشمنى از قوم خودت قرار داديم .
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا
براى هر پيامبر نيز دشمنى قرار داديم ، يعنى بر دشمنى قومت با تو ، اندوهناك مباش كه سنّت ما طبق حكمت ما بر اين جارى شده است كه براى هر پيامبرى دشمنى قرار دهيم ، تا تكميل آنان و اصلاح امّت آنها باشد ، و سبب جدايى منافق از موافق گشته ، و فضائل آنان بر زبان كسانى