و مقصود از تغيير كلمهها يا تغيير در لفظ است به زياد و كم كردن ، چنان كه دربارهء بسيارى از آيات روايت شده يا برگرداندن از مفهومش است يا برگرداندن از مصداقى است كه خداوند يا رسول براى آن وضع كردهاند ، و معنى آن اين است كه كلمهها را بعد از ثبوت در مواضع خودش تغيير مىدهند ، و گويا كه منظور از اين لفظ كلمهء ولايت عهدى است كه از جانب خدا است آنجا كه فرمود :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
. . . تا آخر آيه » زيرا كه خلافى نبود كه موضع آن ولايت عهدى علىّ ( ع ) بود ، يا از جانب رسول است آنجا كه فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، چون خلافى نبود در اينكه آن ولايت ، ولايت عهد است و براى علىّ ( ع ) است .
يَقُولُونَ
يعنى كسانى كه در كفر شتاب مىكنند ، يا گروه ديگر .
إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ
يعنى اى كسانى كه در راه با ما موافقيد . اگر همين را كه ما مىگوئيم به شما دادند بگيريد .
وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ
اگر غير از آنچه كه ما مىخواهيم بر شما عرضه شد ،
فَاحْذَرُوا
از قبول آن بر حذر باشيد .
و در سبب نزول آيه ذكر شده كه آن در مورد داورى بردن يهود خيبر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يا در داورى كردن « ابن صوريا » براى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله است .
و نيز ذكر شده كه بين بنى قريظه و بنى النّضير نوشته و عهدى بود مبنى بر اينكه اگر مردى از بنى قريظه مردى از بنى النّضير را مىكشت قاتل را به آنها بدهند تا كشته شود ، و ديه هم كامل باشد ، چون بنى النّضير قوىتر بودند و مالشان نيز از بنى قريظه بيشتر بود اگر مردى از بنى النّضير مردى از بنى قريظه را مىكشت قاتل را بايد به آنها مىدادند تا آن را بر شترى سوار كنند كه صورتش را به سوى گناهش برگرداند و