تا آخر آيه » است ، و جواب ديگرى براى سؤال سابق است و آن سؤال اين بود كه مؤمنين نسبت به كسانى كه پيامبر به آنان نصيحت ، كرده است چگونه رفتار كنند ؟ كه جواب داده است .
اگر چه اين مطلب از آداب مهمّى است كه محتاج به بيان است ، ولى آن را طورى ادا كرد ، كه به جملهء قبل مرتبط باشد تا اينكه افاده تأكيد به تقدير سؤال كند . تحيّت در عرف عبارت از تسليم است ولى مقصود از آن معنائى است كه اعمّ از تسليم است ، و آن عبارت از رساندن خير است به غير به نحو مهربانى و تعظيم از قبيل تسليم و دعا و ثنا و تعظيم و هديه ، و نوشتهاى كه در آن تعظيم و شفقت و زيارت و غير اينها باشد از چيزهائى كه دلالت بر عظمت و محبوبيّت تحيّت شونده در قلب تحيّت گوينده نمايد ، ولى بايد اين تحيّت فقط براى شفقت و محبّت باشد ، نه براى غرضهايى كه بين اهل رسم و عبادتها شايع شده است . تا جائى كه شخص بلند مرتبه به دماغش بر مىخورد كه به پائينتر از خودش سلام كند و منتظر سلام او مىماند ، و نيز به دماغش بر مىخورد كه ابتداء به زيارت او برود مگر اينكه به صورت بازديد باشد ، و همچنين است حال ، در غير آن دو .
پس آنچه كه بين فارسها معروف شده است كه مىگويند « ديدن مستحبّ و بازديد واجب » صحيح است ، به شرط اينكه شائبهء اغراض فاسد در آن نباشد . و گرنه ديدوبازديد هر دو مذموم است . و به همين جهت ، وارد شده است : كسى كه برادر مؤمن خود را در خانهاش زيارت كند بدون عوض و غرض ، مانند كسى است خدا را در عرش زيارت كرده باشد « 1 » ، و خلوص اعمال اهل دنيا از اغراض فاسد محال است و
هامش
( 1 ) قريب به اين مضمون در بحار الانوار : 74 ، ص 350 / ح 15 و كافى : 2 ، ص 140 / ح 1