آنچه كه روايت شده است قريش مىباشد ، و اين آيه در موعد بدر صغرى نازل شده است كه مردم از خارج شدن براى جنگ باز ايستادند ، ولى پيامبر در حالى كه فقط با او هفتاد مرد بودند بيرون آمد .
وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا
يعنى خداوند در تعذيب ( بأس ) از كفّار شديدتر است عطف بر معنائى است كه از ذكر « بأس » كفّار استفاده مىشود يعنى كفّار ترس و عذاب دارند و عذاب خدا شديدتر است ، يا حال از « اللّه » يا از « الّذين كفروا » مىباشد .
در اين آيه پس از بيان بىنيازى پيامبر از غير ، و كافى دانستن لطف خدا بر پيامبر ، به او امر كرد كه تنها كارزار كند و مؤمنين را ترغيب نمايد ، لذا موقعيت مناسب آن شد كه گفته شود : چرا امر نمودى به ترغيب مؤمنين ؟ يا اينكه گفته شود : آيا كفّار را بر خير دلالت كنم ؟ و آيا آنها را پند و اندرز بدهم ؟ و چگونه است حال كسى كه پيامبر او را نصيحت كرده باشد ؟ و چه كارى شايسته است كه مؤمنين در مقابل او انجام دهند ؟ كه خداوند جواب همهء اينها را داد و فرمود :
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 85 ]
مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً ( 85 )
ترجمه :
هر كه سبب نيكوكارى شود ، بهرهء كامل از آن مىبرد و هر كه وسيلهء كار زشتى گردد ، از آن سهمى بسزا خواهد يافت و خدا بر همهء ( نيك و بد ) اعمال مراقب است .
تفسير :
مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً
جمله استيناف و جواب سؤال مقدّر است كه در مقام بيان علّت ( تعليل ) نشسته است . يا در مقام بيان حال ، و معنى آن اين است كه هر كس عمل نيكى را به عمل نيك ديگر منضمّ كند ، يا كسى كه به رفيقش منضمّ شود و در عمل نيك او مشاركت كند ، يا كسى كه بين دو نفر