بپيغامبرى ؟ *
95 - بگو - يا محمّد - : اگر بودى اندر زمين فريشتگان كه مىرفتند « 1 » آرميدگان ، هر اينه بفرستاديمى بر ايشان از آسمان فريشتهاى پيامبرى *
96 - بگو - يا محمّد - : بسنده است خداى گواه « 2 » ميان من و ميان شما ، كه او هست ببندگان خويش دانا « 3 » و بينا *
97 - هر كه را راه راست داد خداى اوست راه راست يافته ، و هر كى بىراه گشت « 4 » نياوى ايشان را دوستان و نگاهدارى بدون او - خداى - ، و برانگيزيم ايشان را روز قيامت بر رويهاشان كوران - كه چيز نه بينند - و گنگان و كران - كه هيچ نشنوند « 5 » - ، جايگاهشان دوزخ بود هر گاه كه فرو نشيند از خانه آتش « 6 » بيفزائيمشان زفانهء و سوختنى « 7 » *
98 - اينست پاداش ايشان بدانك ايشان كافر شدند بآيتهاى ما - قرآن و محمّد - و گفتند كافران مكّه : چون شده باشيم ما استخوان و پوسيده ، ما را زنده خواهند كردن آفرينشى و صورى نو ؟ « 8 » *
99 - نمىبينند كه خداى آنست كه بيافريد آسمانها و زمين تواناست كه بيافريند هم چون ايشان ؟ و كردست ايشان را زمانهء شك نيست اندران « 9 » ، سر وازدند كافران مكّه مگر بر كفر بايستادى « 10 » *
هامش
( 1 ) - فريشتگانى ، همى رفتندى . ( صو )
( 2 ) - گواهى . ( خ )
( 3 ) - آگاه .
( صو . خ )
( 4 ) - و هر كرا گم گرداند . ( صو )
( 5 ) - بر رويهاشان كوران و گنگان و كران . ( خ )
( 6 ) - كه فرو نشيند آتش . ( صو ) - كه بميرد . ( خ ) - بميرد آتش . ( نا )
( 7 ) - افروختن و سوختن . ( صو )
( 8 ) - هرگز چون ما بباشيم استخوانها و ريزهها ما را برانگيزند آفرينشى نو ؟ ( صو )
( 9 ) - و بكرد مر ايشان را زمانهء كه نيست گمان اندر وى . ( صو )
( 10 ) - و نخواستند ستمكاران مگر كافر شدن . ( نا )