او هست بر تو بزرگ « 1 » *
88 - بگو يا محمّد : اگر گرد آيند آدمى و پرى بران كه بيارند مانند اين قرآن نتوانند آوردن مانند آن ، و اگر باشند برخى از ايشان مر برخى را يار « 2 » *
89 - و بدرستى پديدار كرديم اندرين قرآن از هر داستانى ، سر وازدند و نپذيرند بيشتر مردمان مگر كافران شدن « 3 » *
90 - و گفتند : باور نداريم ترا تا آن گاه كه بيرون آرى ما را از زمين چشمهاى « 4 » *
91 - يا باشد ترا بوستانى از خرما بنان و انگور ، بشكافانى جويها اندر ميان آن بگشادنى *
92 - يا برافكنى آسمان را - چنانك گفتى - بر ما پاره پاره به عذاب ، يا به يارى خداى و فريشتگان را روياروى « 5 » *
93 - و يا بود ترا خانهء از زر و سيم « 6 » ، ياور شوى باسمان . و بنه گرويم به آسمان بر شدن ترا تا فرود آرى « 7 » بر ما نامهاى كه برخوانيم آن را .
بگو يا محمّد : پاك است خداى من ! هستم من مگر آدمى پيامبرى ؟ *
94 - و باز نداشت مردمان - مكّه - را كه بگرويدندى چون بيامد بديشان محمّد « 8 » مگر آنكه گفتند : بفرستاد خداى آدمى « 9 »
هامش
( 1 ) - مگر بخشايشى از خداوند تو كه فضل او هست بر تو بزرگ .
( 2 ) - آدميان و پريان . ( صو ) - مردمان و پريان . ( خ ) - اگر باشد برخى زيشان برخى را يار .
( خ ) - و اگر چه باشند بهرهء ازيشان مر بهرهء [ را ] هم پشت . ( صو )
( 3 ) - نخواستند بيشترين مردمان مگر ناسپاس دارى . ( صو )
( 4 ) - چشمهء روان . ( صو )
( 5 ) - گروه گروه . ( صو ) - روياروى . ( خ )
( 6 ) - از آرايش . ( خ ) - از زر . ( صو )
( 7 ) - تا فرو فرستاده آيد . ( خ )
( 8 ) - بديشان راه راست . ( صو . خ )
( 9 ) - مردمى را .
( خ . صو )