آوردنى نيك - يعنى در مدينه و بيرون بر مرا بيرونى بردنى نيك « 1 » - يعنى از مدينه بمكّه - ، و بساز مرا از نزديك خويش حجّتى نيرو كننده « 2 » *
81 - و بگو يا محمّد : آمد دين حقّ - مسلمانى - و باطل « 3 » شد كفر و شرك ، كه كفر بود باطل شده *
82 - و مىفرستيم از قرآن آنچه او بود شفا - از كور دلى - ، و رحمت است « 4 » گرويدگان را ، و نيفزايد كافران و مشركان را مگر زيانكارى *
83 - و چون نعمت برريزيم « 5 » بر مردم روى اندر گرداند و دور شود از ايمان « 6 » ، و چون برسد او را سختى گردد نوميد از رحمت خداى *
84 - بگو - يا محمّد : هر كس كند كار بر مقدار او « 7 » ، آفريدگار شما داناتر بر آنك اوست بر راه راستتر « 8 » *
85 - و مىپرسند ترا - يا محمّد - از روح . بگو كه : روح از فرمان خداى من است ، و بندادستند شما را از علم « 9 » - كه نزديك خداى است - مگر اندكى *
86 - و اگر خواستيم وا برديمى اين قرآن را كه وحى فرستاديم به تو ، آن گاه نيافتى خويشتن را بدان بر ما پايندانى و نگاهدارى قرآن را بر تو *
87 - مگر رحمتى از آفريدگار تو كه نگاه داشت ور تو كه منّت
هامش
( 1 ) - اندر آر مرا اندر آوردنى راست ، و بيرون آر مرا اندر آوردنى راست .
( صو . نا )
( 2 ) - فرمانى يارمند . ( خ )
( 3 ) - نيست . ( صو ) - ناچيز . ( خ )
( 4 ) - آسايش و بخشايش است . ( صو )
( 5 ) - و چون نيكى كنيم . ( خ )
( 6 ) - و دور برد پهلوى خويش بيك سو نهد از طاعت ما . ( صو ) - و دور شود بپهلو او . ( خ ) - و از يك سو كند پهلو . ( نا )
( 7 ) - بر مانند آن . ( خ ) - اندر خور خويش . ( صو ) - بر طبع و عادت خويش . ( نا )
( 8 ) - راه يافتهتر . ( خ ) - راست راهتر است . ( صو )
( 9 ) - و نه داده آمده است شما را از دانش . ( نا ) - ندادند شما را از دانش . ( صو )