75 - آن هنگام بچشانيديمى ترا خوارى و عقوبت اين جهانى و عقوبت آن جهان - از پس مرگ « 1 » - پس آن گاه نيافتى مر ترا بر ما نگاه دارندهى و يارى *
76 - و بدرستى كه خواستند كه بيفزايند ترا ازين زمين - مدينه - « 2 » تا بيرون كنند ترا - و بشام افكنند ازان مدينه ، وانگاه [ نه ] كردندى درنگ از پس تو مگر اندكى - روزى چند « 3 » *
77 - راه « 4 » آن كسها كه بفرستاديم از پيش تو از پيامبران ما ، و نياوى راه ما را بگردانيدنى « 5 » *
78 - بپاى دار نماز فريضه از پس بگشتى آفتاب « 6 » تا درآمدن تاريكى شب ، و نماز صبح بدميدن پگاه ، كه خواندن اندر نماز بامداد مىباشند حاضر فريشتگان شب و روز « 7 » *
79 - و از شب نيز بيدار باش به نماز كردن زيادت از فريضه مر ترا ، شايد بود كه برانگيزد ترا « 8 » خداى تو بايستادن گاهى ستوده *
80 - و بگو - يا محمّد - : اى بار خداى من [ فرود آور مرا ] فرود
هامش
( 1 ) - دو بار عذاب - زندگانى و دو بار عذاب مردگى . ( نا ) - دوباره عذاب زندگانى و دوباره عذاب مرگ . ( صو ) - سستى زندگانى و سستى مرگ . ( خ )
( 2 ) - و اگر مىخواستند كه بلغزانندت از زمين . ( صو ) - اگر خواهند كه بجنبانند ترا از زمين .
( خ ) - و كه خواستند تا بجمانند ترا از زمين . ( نا ) - در متن « بيفزايند » ظاهرا اشتباه است .
( 3 ) - آن گاه نه بمانند از پس تو مگر اندكى . ( خ )
( 4 ) - سنت .
( نا ) - راه . ( صو ) - نهاد . ( خ )
( 5 ) - گردانيدن . ( خ . صو )
( 6 ) - ببر آمدن آفتاب . ( خ ) - از گشتن آفتاب . ( نا ) - گاه وقت گشتن آفتاب . ( صو ) - لدلوك الشمش .
( 7 ) - و خواندن سپيده يعنى نماز بامدادين كه خواندن سپيده باشد فريشتگان حاضر . ( صو ) - و خواندن بامداد كه خواندن بامداد باشد حاضر آمده فريشتگان روز و شب . ( نا ) - و قرآن خواندن بامداد كه خواندن بامداد هست بجاى آمده . ( خ )
( 8 ) - مگر كه برانگيزد ترا . ( صو ) - شايد كه سرد كند ترا . ( خ )