69 - يا ايمن شديد كواگردانندتان در آن دريا بارى ديگر ، آن گاه بر گمارد بر شما بادى كشتى شكن بادى سخت ، پس غرقه كند شما را بدانچه كافر و نسپاس شديد ، پس نياويد شما را بر ما بدان غرقه شدن از پس آمدى با كينهجوى « 1 » ؟ *
70 - و بدرستى كه گرامى كرديم ما فرزندان آدم را ، و بر نشاندستيمشان اندر دشت بر چهارپايان و اندر دريا بر كشتيها ، و روزى كردهايمشان از پاكيزهها ، و افزونى دادستيمشان بر بسيارى از آنچه بيافريدستيم ما فضلى و اوزودنى « 2 » *
71 - آن روز كه بخوانيم هر گروهى را پيغامبرانشان و امامانشان ، هر كى بدهند نامهاش بدست راست او ايشاناند كه برخوانند نامهاشان و نكنند ستم بريشان به مقدار شوخى كه بدست بمالند « 3 » *
72 - و هر كى بود اندرين جهان نابينا از گروش - او اندران جهان نابيناتر و كورتر وى راهتر از راه « 4 » *
73 - و حقّا كه خواستند كه بگرايند ترا ازين قرآن كه فرستاديم به تو تا فرا بافى از خويشتن بر ما بجز ازين ، و آن گاه فرا گرفتندى ترا بدوستى *
74 - و اگر نه از بهر آن بودى كه نگاه داشتيم ترا بدرستى خواستى كه بجفسيدى ( ؟ ) سوى ايشان اندك چيزى « 5 » *
هامش
( 1 ) - بر شما شكننده از باد يعنى بنيرو ، غرقه كند شما را بدانچه ناسپاسى كرديد ، باز نيابند مر شما را بر ما بدان دم برنده . ( صو ) - . . . شما را بر ما بدان پس روان .
( خ )
( 2 ) - بجاى « افزودنى » و شايد اشتباه كتابتى باشد .
( 3 ) - و بيداد نكنند بر ايشان چندريم ميان انگشتان . ( صو ) . و ستم كرده نيايند بشكاف استه . ( خ ) . . .
به مقدار آن شاخ كه ميان خرما استه باشد . ( نا )
( 4 ) - نابينا و گمراهتر به راه . ( صو )
( 5 ) - كه خواستى كه بگردى سوى ايشان به چيزى اندك . ( خ ) . خواستى تو كه بگردى سوى ايشان چيزى اندك مايه . ( صو )