دوزخ پاداش شماست پاداشتى تمام كرده بعقوبت *
64 - بيرون افكن آن را كه توانى ازيشان بآواز تو - يعنى برود و سرود - ، و لشكر انگيز « 1 » بريشان بسواران تو و پيادگان ، و برخورى كن با ايشان « 2 » درخواستها و فرزندان ، وعده كنشان و نكند وعده ايشان را ديو مگر فريب و باطل *
65 - كه بندگان من نيست مر ترا بر ايشان دستى و چيرگى « 3 » و بسنده است بآفريدگار تو پايندان و نگاهدار *
66 - آفريدگار شما آن خداى است كه مىراند « 4 » شما را كشتى اندر دريا تا بجوييد از نعمت و روزى او كه او هست بشما بخشاينده « 5 » *
67 - و اگر برسد شما را سختى و زيانى اندر دريا گم شود آن را كه مىپرستيد - مگر خداى را خوانند « 6 » ، چون برهاند شما را از دريا سوى خشكى بردميد « 7 » شما ، و هست مردم ناسپاس *
68 - ايمن شديد [ كه فرو برد ] شما را بران سايه دشت هامون « 8 » - چنانك قارون را - ، يا بفرستد بر شما سنگ بارانى - چنانك بر قوم لوط - آن گاه نياويد شما را نگاهوانى « 9 » ؟ *
هامش
( 1 ) - و بجنبان آنكه توانى ازيشان ببانگ تو ، و بران . ( نا ) - و بلغزان آن را كه توانى ازيشان بآواز خويش ، و گرد آر . ( صو ) - بجنبان آن را كه توانى زيشان بآواز تو ، و بران . ( خ )
( 2 ) - و هنباز كن ايشان را . ( خ ) - و انباز باش با ايشان .
( صو )
( 3 ) - فرمانى . ( خ ) - پادشاهى . ( صو ) - دستى . ( نا )
( 4 ) - براند . ( خ .
نا . صو )
( 5 ) - مهربان . ( صو . نا . خ )
( 6 ) - گم گردد آنك همىخوانيد مگر او را - يعنى خداى - ( صو ) - گم شود آنك بخوانيد مگر او را . ( خ )
( 7 ) - روى بگردانيد . ( خ . صو ) ، و اين كلمه در متن درست خوانده نمىشود .
( 8 ) - يا ايمن شديد كه فرو برد شما را بر ناحيتى . ( نا ) - همى ايمن بباشيد كه فرو برد شما را بگوشهء از بيابان . ( خ ) - يا ايمن شديد كه به زمين فرو بردتان بكرانهء دشت . ( صو )
( 9 ) - بادى با سنگ ريزه باز باز نيابند مر شما را نگاه دارى . ( صو ) - يا بفرستند بر شما عذابى پس نيابند شما را نگاهبان . ( خ )