آنكه او نيكوتر ، كه ديو جنگ افكند ميان ايشان « 1 » ، كه ديو هست مر مردم را دشمنى پيدا *
54 - آفريدگار شما داناتر بشما ، اگر خواهد رحمت كند شما را تا اگر « 2 » خواهد عذاب كند شما را ، و نفرستاديم ترا بريشان پايندانى « 3 » *
55 - و آفريدگار تو داناتر بدانك اندر آسمانهااند و زمين ، بدرستى كه افزونى داديم ما برخى پيامبران را بر برخى و بداديم داود پيامبر را زبور *
56 - بگو - يا محمّد - بخوانيد آن كسها كه مىپرستيدند « 4 » بدون خداى نه توانند واداشتن بلا و زيان را از شما ، و نه واديگر كس گردانيدن « 5 » *
57 - ايشاناند آن كسها كه مىدعوى و مراعات ايشان كنند مىجويند نزديك آفريدگارشان نزديكى و منزلت تا كدام ايشان نزديكتر و اميد دارند رحمت خداى را و مىترسند از عذاب او كه عذاب خداى تو هست سزاوار كه بترسند ازان « 6 » *
58 - و نيست هيچ اهل شهرى و ديهى كه نه ما هلاك خواهيم كرد آن را بمرگ پيش از روز رستخيز يا عذاب خواهيم كرد آن را عذابى سخت ؛ هست هلاك كردن آن ديهها اندر لوح محفوظ نوشته « 7 » *
هامش
( 1 ) - تا بگويند آنچه وى نيكوتر است كه ديو اندر شود و شور افكند ميان ايشان . ( صو )
( 2 ) - ببخشايد شما را و گر . ( خ )
( 3 ) - نگاهبان . ( خ . صو )
( 4 ) - دعوى كردند .
( صو ) - كمى بدروغ گويد . ( خ ) - كه دروغ گفتند . ( نا )
( 5 ) - و نه گردانيدن .
( صو )
( 6 ) - پرهيزنده . ( خ ) - بجاى ترسيدن . ( صو ) - محذورا .
( 7 ) - هست آن اندر نامه يعنى لوح محفوظ نبشته . ( صو )