و قول منافقان بدين سورة اندر پيدا كرده است كه باطل است و زور « 1 » .
و سبب آن ايدون بود كه پيش كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم بمدينه آمد مردمان مدينه گرد آمده بودند بر عبد اللَّه بن ابىّ بن سلول ، و او را بمدينه بمهترى نشانده بودند « 2 » ، و بيشتر از اهل مدينه با وى بودند .
چون اين سورة فرود آمد بيشتر دلها برداشتند از وى و از همه منافقان .
و او را منافق خواند خداى عزّ و جلّ و جايگاه او و ازان منافقان دوزخ كرد و درك فرودين از دوزخ ، و اين سورة را خود هيچ قصّه به كار نيست « 3 » .
[ حديث اسلام عثمان بن مظعون ]
و اين عثمان بن مظعون مردى بود از كافران مكّه و پيغامبر را
هامش
( 1 ) - و ايشان گفتند اين همه زورست و باطل است . ( خ )
( 2 ) - و سبب اين آن بود كه پيش تا پيغامبر ما عليه السلام بمدينه آيد ، مردمان مدينه بر عبد اللَّه ابىّ گرد آمده بودند و او را مهتر مدينه كرده بودند و تاجى زرين ساخته بودند ، و اين قصه بجايگاه خويش گفته آمدست . پس چون پيغامبر بمدينه آمد گروهى از عبد اللَّه ابى برگشتند و سوى پيغامبر آمدند و دين وى اندر پذيرفتند . گروهى ديگر بودند كه پيغامبر عليه السلام را گفتند ما با تويم و دل با عبد اللَّه ابىّ داشتند وز جمله منافقان بودند . پس چون ايزد تعالى اين سورة النحل بفرستاد و حديث منافقان ياد كرد هر كه سر با عبد اللَّه بن ابى يكى داشتند خداى تعالى او را منافق خواند .
چنان كه گفت عز و جل :إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ .و باللَّه التوفيق . ( خ ) و در نسخ ديگر همين مضامين است با اندك اختلاف عبارت .
( 3 ) - ازينجا ببعد . در نسخهء متن ، اشارتى به پادشاهى جمشيد و بيوراست است ، بعد ، قصهء نوح پيغامبر و طوفان كه اين همه در مجلد سوم ( ص 727 ) گفته آمده است .
اما در نسخ ديگر - يعنى نسخهء ايا صوفيا و نسخهء حراجچى اوغلو و نسخهء كتابخانهء نافذ پاشا و نسخهء بريتيش ميوزيم ، - باتفاق ، حديث اسلام عثمان بن مظعون و بعد قصهء شمسون نقل شده . چون اشتباه كاتب نسخه متن در تكرار داستان طوفان نوح مسلم است . از اينجا تا ابتداى سورة الاسراء مطالب تفسيرى از نسخهء « خ » نقل مىشود با مقابلهء نسخ ديگر .