گفتن ، كه آن كسها كفرا سازند بر خداى دروغ گفتن نرهند و بهشت نياوند *
117 - برخوردارى بود اندك درين جهان و ايشان را بود عذابى دردناك در آن جهان *
118 - و بران كسها كه بگشتند از دين و جهود شدند حرام بكرديم بريشان آنچه برخوانديم بر تو از پيش ؛ و نه كرديم ستم ما بر ايشان و لكن بو [ د ] ند ايشان بر تنهاى خويش ستم كردند *
119 - پس كه خداى تو آن كسها را كه كردند بدى و معصيت بنادانى ، پس توبه كردند از پس آن و بسامانى كردند ، بدان كه خداى تو از پس آن آمرزگارست و بخشاينده *
120 - بدان كه ابراهيم بود بتن خويش امامى ، فرمان بردار « 1 » خداى را ؛ مسلمان پاكيزه ، و نبود از هنبازگويان *
121 - شكر كننده بود نعمتهاى او را ، ورگزيد او را بنبوّت ، و راه نمود او را « 2 » سوى راه مسلمانى و راست *
122 - و بداديم او را اندرين جهان نيكوى - سعادت و فرزندان - ، و اين بود « 3 » اندر آن جهان از نيكان و پيامبران *
123 - پس وحى فرستاديم سوى تو - يا محمّد - كه متابعت كن دين ابرهيم را ، مسلمان ، پاكيزه « 4 » ، و نه بود هرگز ابرهيم از هنبازگويان *
124 - بدان كه خداى كردست شنبه بران كسها كه دو گروهى كردند اندر آن ، و خداى تو داورى كند ميان ايشان روز رستخيز اندران
هامش
( 1 ) - بود گروهى فرمانبردار . ( صو . خ )
( 2 ) - بگزيدش و راه نمودش . ( صو )
( 3 ) - بداديم او را اندرين جهان نيكوى ، اوست . ( خ )
( 4 ) - شريعت ابرهيم پاكيزه را . ( خ )