آن را از بهر خداى را « 1 » آن بهتر بود او را نزديك خدايش ، و حلال كردند شما را گوشتهاى چهارپايان - مگر آنك مىخوانند بر شما - بپرهيزيد از خمر خوردن و از بت پرستيدن « 2 » و بپرهيزيد از گفتار دروغ *
31 - راست آهنگان باشيد خداى را نه هنبازگيران « 3 » و هر كه هنباز گيرد واخداى چنانستى كه بيوفتادندى از آسمان پس بربايدى او را مرغ در هوا ، « 4 » يا ببردى او را باد بجايگاهى دور *
32 - آنك گفتيم هر كه بزرگ دارد نشانهاى حجّ را خداى را حقّا كه از پاكى دلها بود *
33 - شما راست اندران - چهارپايان - سودها تا وقتى نام زد كرده - يعنى روز نحر - ، پس كشتن جايگاه آن بخانهء آزاده كرده - يعنى از غرق - « 5 » *
34 - و هر گروهى را پديد كردهايم كشتن جايگاهى « 6 » تا ياد كنند نام خداى را بر آنچه روزى دادشان از ناگوينده چهارپايان « 7 » خداى شما خدايى است يگانه ، او را گردن نهيد - بامر و نهى - ، و مژده ده بندگان را اگر بزارى بخوانند خداى را « 8 » *
35 - آن كسها كه چون ياد كنند خداى را بترسد دلهاى ايشان ، و شكيبايان بر آنچه رسد بايشان ، و بپاى دارندگان نماز را ، و از آنچه روزى داديمشان هزينه كنند به صدقه *
هامش
( 1 ) - حرمتهاى خداى . ( صو )
( 2 ) - كناره كنيد از پليدى از بتان . ( صو )
( 3 ) - پاكان مر خداى را ناانبازگيرندگان . ( صو )
( 4 ) - چنان است كه بيفتيدى يعنى بيفتد از آسمان ، بربايندى ورا مرغان . ( صو )
( 5 ) - تا حلال شوند يعنى از حرام بيرون آيند سوى خانهء آزاد كرده . ( صو )
( 6 ) - خون ريختنى . ( صو )
( 7 ) - از چهارپايان گذاشته . ( صو )
( 8 ) - و مژده ده فروتنان را . ( صو )