آسمانهاست و هر كه در زمين است « 1 » ، و آفتاب و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردمان ، و بسيارى كه واجب شده است برو عذاب - هم سجده مىكند - و هر كه خوار كند او را خداى نبود او را كسى گرامى كننده ، « 2 » كه خداى كند آنچه خواهد *
19 - اين دو پيكاركناناند « 3 » كه مىپيكار كنند اندر وحدانيّت خداىشان . آن كسها كه كافر شدند بريدهاند ايشان را جامها از آتش ، مىريزند از زور سرهاى ايشان آب گرم و جوشان *
20 - بگدازند بدان آب آنچه اندر شكمهاى ايشان بود و پوستهاى ايشان .
21 - و ايشان را بود لگامها از آتش « 4 » *
22 - هر گاه كه خواهند كه بيرون آيند از آن آتش از اندوه ، واگردانندشان وا در آن آتش ، و گويندشان بچشيد عذاب سوزان *
23 - كه خداى اندر آرد آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها در بوستانهايى كه مىرود از زير درختان آن جويها ، پيشابها ( ؟ ) ، بيارايندشان اندر بهشت از دست و رنجنها « 5 » از زر و مرواريد ، و جامهء پوشيدنى ايشان بود اندر بهشت حرير « 6 » *
24 - و راه نمايدشان بسوى خوشى و پاكى از گفتار : و راه نمودشان سوى راه مسلمانى ستوده *
25 - كه آن كسها كه كافر شدند و بگردانيدند خلق را از راه طاعت
هامش
( 1 ) - آنك اندر آسمانهااند و آنك اندر زميناند . ( صو )
( 2 ) - مر او را هيچ نوازنده .
( صو )
( 3 ) - اين دو خصماند يعنى مؤمنان و كافران . ( صو )
( 4 ) - گويها از آهن آتشين . ( صو )
( 5 ) - جويهاى روان ، آرايش داده شوند اندر آنجا از دست برنجنها . ( صو )
( 6 ) - اندر آنجا ديباى نرم باشد . ( صو )