جهان و در آن جهان ، اينست زيان كارى پيدا « 1 » *
12 - مىخواند از فرود خداى آن را كه زيان نداردش - اگر نه پرستد - و نداردش سود ، - اگر بپرستد - آنست بيراهى دور *
13 - مىخواند و مىپرستد آن را كزيانش نزديكتر از سودش ، بد خداوند است و بدهنبازى *
14 - كه خداى در آرد آن كسها را كه بگروند و كنند نيكيها در بوستانها كمى رود از چشمهاى « 2 » آن جويها كه خداى كند آنچه خواهد *
15 - هر كه بود كه پندارد كه يارى نكند خداى او را - يعنى محمّد را - اندرين جهان و اندر آن جهان ، گو ، رو ، بند ، رسنى از آسمان خانهء خويش پس ببر و خوه كن خود را پس بنگر تا ببرد سگالش بد او و خوه كردن ! - يعنى هل ينفعه شيء ؟ - « 3 » *
16 - و همچنين بفرستاديم قرآن را آيتهاى پيدا ، خداى راه نمايد آن را كه خواهد *
17 - كه آن كسها كه بگرويدند و آن كسها كه جهود شدند ، و انك دينى بدينى شدند « 4 » ، و ترساان ، و گبران « 5 » و انكسها كه هنباز گفتند .
كه خداى حكم كند ميان ايشان روز رستخيز ، كه خداى بر همه چيزى گواه است *
18 - نه بينى - يا محمّد - كمى سجده كنند خداى را هر كه اندر
هامش
( 1 ) - اينست كه وى بزيانى است پيدا . ( صو )
( 2 ) - از زير آن . ( صو )
( 3 ) - چيزى بود سازش بدوى آنچه او را بخشم آرد . ( صو )
( 4 ) - و آنان كه اندرين در ميان باستادند يعنى نغوشاكان . ( صو )
( 5 ) - مغان . ( صو )