گفت داد كردن است . « 1 » سيزدهم گفت توانگرتر از دريا چيست ؟ گفت توانگرى « 2 » دل مؤمن است . چهاردهم گفت سختتر از سنگ چيست ؟ گفت دل كافر است كه به هيچ چيز نرم نگردد . پانزدهم گفت گرمتر از آتش چيست ؟ گفت حرص است اندر تن فرزند آدم . شانزدهم گفت سردترين چيز چيست اندر تن فرزند آدم ؟ گفت نوميد شدن از رحمت خداى عز و جل گفت سردتر است . « 3 » هفدهم گفت گرانتر از كوه قاف چيست ؟ گفت بهتانى بر بىگناهى بگويى . هجدهم گفت مردگان بيشتراند يا زندگان ؟ گفت ، مردگان بيشتراند از بهر آنكه هر كه مرده است خود مرده است و آنكه زنده است همىبايد مردن . نوزدهم گفت آبادان بيشتر است يا ويران ؟ گفت ويران بيشتر است از بهر آن كه ويران خود ويران است و هر چه آباد است ويران گردد . بيستم گفت زن بيشتر است يا مرد ؟ گفت زن بيشتر است كه آنك زنست خود زنست و آنكه بفرمان زن كار كند هم زن باشد .
پس سليمان عليه السلام آن نگين از داود بستد و خليفت وى گشت پس از داود عليه [ السلام ] . و السلام . « 4 »
هامش
( 1 ) - در نسخهء ( ب ) سؤال يازدهم را ندارد و بجاى آن سؤالى است به شماره نوزدهم :
نوزدهم گفت پيران بيشتر است در عالم يا جوانان . گفت پيران ، از براى آنكه هر كه پيرست خود پيرست و هر كه جوانست اميد كه به پيرى رسد . [ و در صفحهء 38 مجلد اول پرسشها مطابق است با متن « صو » ]
( 2 ) - توانگرتر از دريا . ( ب )
( 3 ) - خداى تعالى كه آن سردتر از زمهرير است . ( ب )
( 4 ) - آن نگين بستد و داود او را خليفهء خويش كرد از پس مرگ خويش . و اللَّه اعلم . بازگشتيم به قرآن . و التوفيق من اللَّه .