تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1047

مساهمون:

ص١٠٤٧
دارد و تواند داشتن و من ترا به آتش افكندم و خداى ترا ازان برهانيد و اين خلق روى از من بگردانيدند و روى به تو نهادند نبايد كه ميان ما بيش ازين وحشت افتد بايد كه برخيزى و ازين ناحيت به روى . ابراهيم عليه السلام گفت سپاس دارم . « 1 » پس ابرهيم عليه السلام برخاست و هجرت كرد و برفت . و اين قصه درازست و حديث رفتن نمرود باسمان و حديث هجرت ابراهيم عليه السلام بتمامى گفته آمدست بسورة الانعام و اين جاى اين مقدار كه گفته آمدست بسنده است . و الصلاة و السلام على رسوله محمد و آله اجمعين . « 2 »

حديث داود و بنا كردن مسجد بيت المقدس « 3 »

چنين گويند كه داود عليه السلام زبور خواندى و آواز خوش داشت ، و خداى عز و جل زبور بوى فرستاد و ، چنان چه گفت جل ذكره .
وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً .
« 4 » و هر آن دم كه داود عليه السلام زبور خواندى مرغان « 5 » بر وى گرويدندى از خوشى آواز وى . و آواز وى اندر كوه افتادى . « 6 » و چنين گويند كه اندر بهشت قارى وى باشد . و گويند علما اندر عمر داود عليه السلام ، صد سال بود . و گروهى گفتند صد و هفتاد سال بود و لكن بيشتراند كه گويند صد سال بود . و داود عليه السلام آنجا نشستى كه امروز بيت المقدس است . و آن گاه « 7 » كه داود بود عليه السلام خود بيت المقدس نبود ، و آن نواحى كه امروز بيت المقدس است روستاها بود بسيار ، و داود عليه السلام آنجا نشست داشتى . پس به آن نواحى قحط افتاد و باران از آسمان باز ايستاد و از بهر آنك خداى عز و جل مر داود را پيغامبرى داده بود . مردمان همه سوى داود رفتند و وى را گفتند ما را دعا كن تا خداى عز و جل ما را باران دهد ، و اين قحط از ما برگيرد كه هفت سال برين قحط برآمد و ما طاقت نمىداريم . پس داود عليه السلام برخاست و به آن جايگاه شد كه امروز بيت المقدس است و دعا كرد . خداى عز و جل دعاى وى بشنيد « 8 » و همان ساعت باران آمد و فراخى پديدار آمد و آن قحط ازان نواحى برخاست . پس داود عليه السلام گفت
هامش
( 1 ) - گفت چنين كنم . ( ب ) ( 2 ) - اين مقدار كفايت است تا فرو گذاشت نرفته باشد . و اللَّه الموفق و المعين . ( ب ) ( 3 ) - حديث داود و سليمان عليهما السلام . ( ب ) ( 4 ) - النساء 163 ( 5 ) - مرغان هوا . ( ب ) ( 6 ) - و آواز او در كوه باز افتادى و كوه با او بناليدى . ( ب ) ( 7 ) - گروهى گويند عمر داود صد سال بود و گروهى گويند دويست سال بود و انگاه . ( ب ) ( 8 ) - دعاى او را اجابت كرد . ( ب )