تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
و دستها و پايهاى ايشان همىافكند به آن تبر و آن تبر برد و بر كتف آن مهتر نهاد و بيرون آمد ، و در بتخانه را استوار كرد ، و بخانهء مادر رفت تا ايشان از عيد بازگشتند ، و آن در بتخانه بگشادند و آن بتان را ديدند بر آن حال كرده ، زود برفتند و نمرود را آگاه كردند و نمرود عليه اللعنه آنجا آمد و گفت :
مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ .
« 1 » گفت كه كرد چنين كار بخدايان ما كه او هست از ستم‌كاران . نمرود را گفتند آنجا يكى مردى است جوانى وى را ابراهيم گويند ، همىگويد من چنين كنم . چنانچه گفت عز و جل :
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ .
« 2 » گفت بياريد وى را و بر چشم مردمان بگذاريد تا به روى « 3 » گواهى دهند چنانچه خداى عز و جل گفت .
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ .
« 4 » نمرود اين سخن از از بهر آن گفت كه ابراهيم عليه السلام پسر آزر بود و آزر وزير نمرود بود و نخواست كه با وى كار كند بىآنكه حجتى بر وى پيدا شود پيش مردمان . پس مردمان گرد آمدند و ابراهيم را عليه السلام حاضر كردند و وى را گفتند :
أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ ؟
« 5 » گفتند تو كردى اين خدايان ما را چنين شكسته . ابراهيم عليه السلام گفت :
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ .
« 6 » گفت نه كه آن مهترشان كردست نه بينيد كه تبر بر دوش دارد بپرسيد ايشان را گر سخن گويند . نمرود گفت ايشان سخن نتوانند گفتن . ابراهيم عليه السلام گفت پس خدايى كه او سخن نتواند گفتن وى را نشايد پرستيدن . پس آن سيم دروغ كه ابراهيم عليه السلام گفته بود كه گفت كه آن مهترشان كرد . پس ابراهيم عليه السلام چون با ايشان مناظره كرد و آن حجت بر ايشان لازم كرد ايشان تدبير آن كردند كه وى را تباه كنند . پس گفتند اگر كارى خواهيد كردن اين را ببايد سوختن چنان كه خداى عز و جل گفت حكايت از ايشان :
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ .
« 7 » پس نمرود نخواست كه به آن زودى وى را عذاب كند از بهر آزر كه پدرش بود . « 8 » پس ابراهيم عليه السلام را بزندان كرد ، و بند بر نهاد ، و موكلان بر وى كرد ، وى را هم چنان هميداشت تا آزر بمرد . پس آن گه بفرمود تا يكى ديوار بستى كردند چند مقدار دويست ارش « 9 » و بفرمود تا ستوران همه بياوردند هر چه از هر جاى ، و هيزم كشيدند از ناحيتها و به اين ديوار بست
هامش
( 1 ) ( ب ) ( 2 ) - الانبياء 59 - 60 ( 3 ) - مردمان بداريد تا مگر بر او . ( ب ) ( 4 ) - الانبياء 61 ( 5 ) - الانبياء 62 ( 6 ) - الانبياء 63 ( 7 ) - الانبياء 68 ( 8 ) - عقوبت كند از بهر آنكه پسر آزر بود كه وزير او بود . ( ب ) ( 9 ) - به مقدار دويست گز . ( ب )