مادر موسى هنوز زنده بود و برادرش هارون نيز زنده بود . چون از مدين برفتند و آن عصا چنان گشت وز نزديك شعيب آورده بود آن عصا بدان وقت كه شبانى مىكرد ، و خداى عزّ و جلّ آفريده بود مر موسى را آن .
و ايدون گويند « 1 » كه بطور سينا يكى درخت بود آن كه خداى مىگويد :
مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى
« 2 » گويند آن عصا از آن درخت بود و يكى فريشته سوى شعيب آورده بود بر سان عصا ، « 3 » و گفته بود كه نگر به هيچ كس ندهى مگر بخداوندش باز دهى . و آن عصا آن موسى بود عليه السّلم ، و آن عصا بخانهء شعيب بود با عصاهاى ديگر .
و چون شعيب با موسى كار شبانى راست كرد و موسى بشبانى رفت ، او را عصا بايست ، و شعيب را بسيار عصاها بود به خانه اندر به زير كالا اندر .
و شعيب گفت موسى را كه برو بدان خانه اندر رو ، و به زير آن كالا اندر عصاها است بسيار ، يكى بيرون آر . موسى اندر رفت ، راست آن عصا بدست وى آمد ، بيرون آورد و بدست شعيب داد . شعيب نابينا بود دست بدان عصا فرود آورد ، آن را بشناخت ، باز بموسى داد و گفت اين عصا آن كسان ديگر است ، و بود كه « 4 » خداوندش بيايد . و اين باز جاى برو ديگر بيرون آر . موسى باز برد ، همان بدست وى آمد . « 5 » شعيب گفت اين همان
هامش
( 1 ) - برفت از نزديك شعيب آن عصا كه مار گشت برگرفته بود و آن شعيب عليه السلام به دو داده بود آن وقت كه او شبانى همىكرد شعيب را . و آن عصا خود از اصل از آن موسى بد و خداى تعالى آن عصا موسى را آفريده بود و چنين گويند . ( صو . م )
( 2 ) - القصص 30
( 3 ) - بر صورت آدمى . ( م ) - به صورت آدمى . ( صو ) ظاهرا متن اشتباه است و بايد « بر سان آدمى » باشد .
( 4 ) - اين عصاى آن كس است و باشد . ( صو ) - اين عصا از آن كسى است و باشد . ( م )
( 5 ) - موسى عليه السلم باز برد ، ديگر همى جست ، باز همان به دستش آمد و باز بياورد شعيب را داد . ( صو )