تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1011

مساهمون:

ص١٠١١
خويش . على گفت من بارى به تو گرويده‌ام . پيامبر صلّى اللَّه عليه او را بسيار خوبيها گفت . و بو طالب گفت يا پسر بدان كه تو گفتى تا ما نيز بدين كار اندر نگريم تا چگونه باشد . « 1 » پس چون روزى چند برآمد پيامبر چنان خواست كه اهل مكّه را ازين كار آگاه كند و اسلام بريشان عرضه كند . بكوه بر شد و آواز داد ، اهل مكّه همه بنزديك پيامبر صلّى اللَّه عليه گرد آمدند . پيامبر گفت صلّى اللَّه عليه :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً .
ايدون گفت كه من رسول خدايم سوى شما و همى ايدون گويم كه خداى شما يكيست و من رسول وىام بشما . بو لهب « 2 » عمّ پيامبر آنجا بود بر پاى خاست و گفت يا محمّد تو ما را بدين كار خواندى دهان پر خيو كرد و بپيامبر انداخت ، و گفت تهو « 3 » بر تو و بر دين تو و بران كه دين تو گيرد . و بو لهب بازگشت و پيامبر بران حديث سخت غمگين گشت . پس همان گاه جبريل آمد و اين سورة بياورد و ايدون گفت :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ . ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ . سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ . وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ . فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ .
« 4 » گفتا تهو بر بو لهب و بر خواستهء او و بر آنچه وى كسب همى كند . وى را
هامش
( 1 ) - بو طالب گفت اكنون تو بگفتى و ما شنيديم . فرو ايست تا ما به اين كلمه اندر تدبيرى بكنيم تا چه صواب آيد . ( صو ) ( 2 ) -يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، يُحيِي وَ يُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ .[ الاعراف ، 158 ] گفت من همىگويم كه من رسول خداى عز و جل‌ام بشما همه مىگويم خداى يكى است و پادشاهى زمين و آسمان مر او راست و خداى نيست جز وى ، و مرده او كند و زنده او كند ، بگرويد بوى كه خداوند شماست و من رسول وىام . و چون پيغامبر عليه السلام اين سخن بگفت بو لهب . ( صو ) ( 3 ) - تف . ( صو ) - اف . ( م ) ( 4 ) - سوره لهب .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1011 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى