تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
گفت يا عمّ مرا اين كه تو همى گويى سود نكند . حمزه گفت يا دوست ، يا محمّد ، چه سود كند ترا ؟ پيامبر گفت مرا آن سود كند كه تو بدين من اندر آيى و با من بگويى « 1 » اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه . حمزه گفت ، يا دوست عمّ آن گاه چه چيز باشد كه من اين سخن بگويم ؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه گفت چون اين سخن بگويى خداى عزّ و جلّ ترا بهشت جاويدان بدهد و همه گناه ترا عفو كند و خصمان ترا خشنود كند « 2 » ، و اگر اين سخن نگويى آن گاه ترا بدوزخ كند و عذاب جاويدان كند . حمزه گفت اگر گناه عفو كند پس اين دوزخ بچى كار آيد او را ؟ پيامبر گفت گناه مؤمنان عفو كند كه مسلمان بود و هر كه كافر بود پاداش ايشان دوزخ جاويدان بود . حمزه گفت يا دوست عمّ اگر من اين سخن بگويم ترا چنين شادى آيد . « 3 » پيامبر گفت اگر اين سخن بگويى من همان گاه ازين درد فرج يابم و درست گردم . حمزه گفت ايمان بر من عرضه كن . پيامبر صلّى اللَّه عليه اسلام بر وى عرضه كرد و حمزة ابن عبد المطّلب مسلمان گشت و مسلمانى قوى گشت . و يك يك مسلمان همى شدند مگر مهتران مكّه ، چون بو جهل بن هشام و وليد بن مغيره و عتبه و شيبه و آن مهتران كه بودند . و اين ديگر عمّ پيامبر ابو لهب بود و وى خود همه روز با پيامبر عداوت كردى و پيامبر را اين آيت آمد :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ .
« 4 » و چون اين آيت بيامد پيامبر مر علىّ بن ابى طالب را فرمود كه طعامى بساز تا من مر عشيرت خويش را بخوانم و مريشان [ را ] پند دهم و بيم
هامش
( 1 ) - آيى و بگويى . ( صو ) - آيى و با من بگويى . ( م ) ( 2 ) - « و خصمان ترا خشنود كند » در نسخهء « صو » نيز هست ، اما در نسخهء « م » نيست . ( 3 ) - ترا شادى . ( صو ) ( 4 ) - الشعراء 214