تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
و اين قصّهء عيسى و مسخ گشتن ايشان بسورة آل عمران بگفته آمد بتمامى . پس چون يك چند برآمد عيسى ببيت المقدس باز آمد و خلق گرد آمدند بر كشتن او ، و عيسى از ايشان باز پنهان شد و يكى از آن حواريان كه نام [ او ] شمعون بود او را بگرفتند و خواستند كه بكشند ، و گفتند كه عيسى را ما را بنماى . وى عيسى را بديشان نمود . در اوفتادند و عيسى را بگرفتند ، و بداهنها استوار ببستند ، و دارى بزدند كه او را بران دار كنند . عيسى رها شد و از ميان ايشان گم شد ، و ايشان بطلب او همى رفتند . خداى عزّ و جلّ ديدار عيسى بر بختيشوع افكند مهتر ايشان ، تا مرو را بگرفتند و بدار كردند تا بردار بمرد . هر چند وى گفت من نه عيسىام كه من بختيشوع‌ام ، گفتند تو اين بجادوى همى كنى . پس عيسى را خداى عزّ و جلّ بر آسمان برد . و چون روزى چند برآمد عيسى باز از آسمان فرود آمد و وصيّت بكرد و حواريان را هر كسى بگوشيى از جهان بفرستاد و خود باسمان باز شد . حواريان دين او همى تازه داشتند .