آن را وا آن هيأت كه بود از نخست « 1 » *
22 - و وابر دست را سوى بغل خويش تا بيرون آيد سپيدى ازو بى پيسى تا بود معجزاتى ور بيايد سوى تو ( ؟ ) « 2 » *
23 - تا بنماييم ترا از نشانهاى خويش بزرگ *
24 - برو سوى فرعون كه او گردن مىبرآرد *
25 - گفت موسى : اى بار خداى من گشاده كن مرا دل من *
26 - و آسان كن بر من كار [ من ] *
27 - و بگشاى بند از زفان من *
28 - تا درياوند گفتار من *
29 - و كن مرا يارى « 3 » از كسهاى من *
30 - هارون برادر من *
31 - استوار بكن به دو پشت من *
32 - و هنباز كن او را در كار من *
33 - تا نماز كنيم ترا بسيارى *
34 - و ياد كنيم ترا بسيارى *
35 - كتو هستى بما دانا و بينا *
36 - گفت خداى : بداد ترا آنچه خواستى ، اى موسى « 4 » *
37 - و بدرستى كه منّت نهاديم بر تو بارى ديگر *
38 - چون نمون كردند سوى مادر تو آنچه نمون كردند « 5 » *
هامش
( 1 ) - زود باز گردانيمش هم چنان كه بود نخستين بار . ( صو ) ، كلمهء « نخست » در متن « غنيمت » خوانده مىشود .
( 2 ) - بىپيسى نشانى ديگر . ( صو ) ، و ترجمهء جملهء اخير آيه در متن مفهوم نشد .
( 3 ) - يارىگرى . ( صو )
( 4 ) - گفت دادند ترا خواست تو ، اى موسى . ( صو )
( 5 ) - چون الهام داديم سوى مادر ترا آنچه وحى فرستاده آمد . ( صو )