تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 981

مساهمون:

ص٩٨١
تابستانى فرستادى از آسمان ، اكنون همى گويى درخت بجنبان تا خرما فرود آيد . آواز آمد كه اكنون از بهر آن چنين است كه تو را فرزند آمد و دلت بدين جهان باز بسته شد ، اكنون درخت ببايد جنبانيدن تا خرما فرود آيد . پس مردمان بيت المقدس همه روى بزكريّا اندر نهادند ، و گفتند ما اين دختر را ترا داديم دست بازداشتى تا بلايگى كرد ، و زنا كرد . زكريّا گفت هيچ خلق از آدميان سوى وى نرفت . ايشان گفتند پس اين كودك از كجاست ؟ زكريّا گفت اين سخن از وى بايد پرسيدن . پس همه قوم سوى مريم رفتند و گفتند : اين كودك از كجا آوردى ؟ مريم جواب نداد ، و گفت من پذيرفته‌ام از خداى عزّ و جلّ كبا هيچ هيچ خلق سخن نگويم « 1 » چنان كه خداى گفت :
فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً ، فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا .
« 2 » پس چون مريم جواب ايشان باز نداد ، ايشان را اندوه آمد . و ببيت المقدس مردى بود سخت بد مرد ، نام او هارون ، مريم را گفتند ، يا اخت هارون ، يا خواهر هارون نبود پدر تو مردى بد ، و مادرت بد نبود اين چنين بلايگى كردى . مريم اشارت كرد بدان كودك ، و گفت او بهتر داند . ايشان گفتند چون سخن آريم كودك را اندر گاهواره .
هامش
( 1 ) - و او را گفتند تو زنى بودى پارسا و پدرت مردى بود نيك ، و مادرت نه بلايه بود ، تو اين كودك از كجا آوردهء . چنانك گفت عز و جل :يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا .يا خواهر هارون . گروهى گويند مريم را برادرى بود نام او هارون وز بهر آن گفتند يا خواهر هارون كه به برادرش باز خواندند . و گروهى گويند مردى بود بدان . نواحى سخت بد ، و او را هارون گفتند ، ايشان مريم را بدان هارون خواندند يعنى تو نيز هم بدى . مريم ايشان را جواب باز نداد و چنان نمود ايشان را كه من روزه دارم . ( صو ) ( 2 ) - مريم 26