تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
پس خداى عزّ و جلّ آن فرزند را بستود « 1 » و ايدون گفت سلام خداى برو باد آن روز كه از مادر زاد ، و آن روز كه بميرد ، و آن روز كه مرو را باز برانگيزد « 2 » . پس آن گاه ازين قصّه بيرون رود و بقصّه مريم رود . « 3 » چنان [ كه ] خداى گفت عزّ و جلّ « 4 » :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا . فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا .
« 5 » و مر مريم را ايدون گفت كه مريم آنست كه نگاه داشت فرج خويش را تا ما بفرستاديم جبريل را عليه السّلم تا به دو اندر بدميد تا فرزندى بيرون آمد ، چنان كه خداى گفت :
وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا .
« 6 » و بديگر جاى گفت :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا .
« 7 » الى آخر الآيه . و سبب آن ايدون بود كه زكريّا مريم را بدان حجره اندر كرد ، هم آنجا عبادت مىكرد شب و روز . چون مريم كلان گشت و يك بار حايض
هامش
( 1 ) - از ميان مردى و زنى فرزندى چون يحيى ، و آن گاه او را بستود . ( صو ) [ در متن « فرزندى چون يحيى » سقط شده . ] ( 2 ) - برانگيزند و اين قصهء يحيى درازست و بسورهء آل عمران گفته آمدست اين قدر را اينجا گفته شد تا آيت فرو نگذرد . ( صو ) - برانگيزند و زنده كنند . و اين قصه دراز است و باقى گفته آمده است در سورت آل عمران و اينجا اين قدر [ بسنده است ] و باللّه التوفيق . ( م ) ( 3 ) - عنوان مطلب با خط درشت در نسخهء ( م ) : قصه مريم و مولود عيسى عليه السلام . - عنوان مطلب در نسخهء ( صو ) : قصهء عيسى عليه السلام ( 4 ) - و اما اين آيت كه خداى عز و جل همى گويد . ( صو ) ( 5 ) - مريم ، 17 - 16 . ( 6 ) - التحريم ، 12 . ( 7 ) - مريم 16 .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 978 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى