تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦
آن گاه گفت :
فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
« 1 » . چون زكريّا چنان بديد و اين حاجت فرزند بخواست خداى عزّ و جلّ حاجت وى روا كرد و ملايكتان را بفرمود تا مرو را بخواندند ، و وى بمحراب اندر همى نماز كرد ، و اين ملايكه جبريل بود ، او را مژده داد بفرزندى ، و مران فرزند را يحيى نام كرد . و يحيى مرو را خداوند عزّ و جلّ نام كرد : آن گه گفت :
مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ .
و او راست گوى گشت و بعيسى مژده داد . و او نيز هم چون عيسى بكودكى سخن گفت . و خداى عزّ و جلّ هيچ خلق را سيّد نخواد [ نخواند ] مگر او را . آن گاه گفت و حصورا ، و الحصور الّذى حصر ، آن بود كمرو را بزنان حاجت نباشد ، و آب پشت وى گرد آمده باشد چنان كه هيچ از وى بيرون نيايد . آن گاه گفت :
وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
« 2 » . و او پيامبرى باشد از نيكان . و يحيى بود كه مردمان را آگاه كرد كه پيامبرى آيد از مادر بىپدر ، و او را عيسى بن مريم خوانند و وى پيامبر خدايست ، و چون وى بيرون آيد از وى علامتهاى بسيار پيدا آيد ، و گروهى مردمان مر او را جادو خوانند ، اين همه علامت وى بود « 3 » .
هامش
( 1 ) - آل عمران 38 ( 2 ) - آل عمران ، 39 ( 3 ) - من الصالحين . و آن فرشته جبريل بود كه بيامد و او را مژده داد به پسرى نام او يحيى ، و مردمان را بشارت دهد بعيسى ، و بگويد كه فرزندى خواهد آمد . چنانچه گفتفَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ .وز پيغامبران جهار بودند كه نام ايشان جبرئيل داد صلوات اللَّه عليهم . پس يحيى را سيد خواند و هيچ كس را خداى سيد نخواند مگر يحيى را . و نيز حصور خواند . و الحصور الذى حصر الماء فى صلبه . و حصور آن باشد كه او را بزنان حاجت نباشد و آب پشت بسته باشد و بيرون نيايد . ( صو )