پيامبرى داد . و ايشان چهار صد مرد بودند بدان مزكت بيت المقدس همه محرّر بودند كه تا زادند و بودند كه بر تن ايشان هيچ گناه نرفته بود ، و محرّر از گناه آزاد بود .
و اصل محرّرى از آن اوفتاد كايشان بتورات اندر ايدون يافتند كه چون موسى بن عمران با خداى همى مناجات كرد ، خداى عزّ و جلّ او را گفته بود يا موسى بهترين بندگان نزديك من آنند كتا از مادر بزادند و بدين جهان اندر بودند محرّر بودند ، از گناه آزاد بودند .
و بميان عبّاد اندر مردى بود و نام آن مرد عمران بود او را زنى بود ، و بيرون بيت المقدس همىباشيدند . « 1 » و زن عمران بار برگرفت . پس عمران و زنش بپذيرفتند كه ما مرين فرزند را محرّر كنيم بمزكت بيت المقدس اندر ، و خاصه زن عمران . خداى عزّ و جلّ گفت حكايت از زن عمران . قوله عزّ و علا :
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً ، فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
« 2 » گفت يا ربّ من اين كه در شكم من است محرّر كردم ، بپذير از من .
پس چون بار بنهاد دختر آمد ، مريم نام كرد . زن عمران گفت :
إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ، وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى ، وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ ، وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ .
« 3 » يا رب من چنان دانستم كه اين پسر آيد و ترا شايسته باشد كنون چون بار بنهادم دختر آمد و ترا نشايد ، و من اين را مريم نام كردم . پس خداوند عزّ و جلّ وحى فرستاد سوى زكريّا و گفت من اين دختر را بپسرى
هامش
( 1 ) - زنى بود كه بيرون مسجد همى بودى . ( صو ) - و بيرون مسجد مىبود . ( صو )
( 2 ) - آل عمران ، 35
( 3 ) - آل عمران ، 36