تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 971

مساهمون:

ص٩٧١
و چون آدم را بيافريد چهل رش « 1 » گل از روى زمين برداشتند و آدم را ازان بيافريد . و از بهر آن مرو را آدم خوانند كه مرو را « 2 » از اديم زمين آفريد ، و تا جان با وى جفت نگشت او هيچ چيز نبود چون جان با وى جفت گشت آن گاه مردم گشت ، چنان كه خداى گفت عزّ و جلّ :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً .
« 3 » و اين حين چهل باشد . چون جان با وى جفت گشت مردم گشت . پس آغازيد اندامهاى او آفريدن . او را چشم آفريد تا عبرتها ببيند ، و گوش تا علم و حكمت شنود ، و همچنين همه جفت بود از دست و پاى و شكم و پشت . و آن گاه مرين اندامها را يكى پادشا آفريد ، اين همه اندامها را فرمان بردار او كرد ، آن گاه ايدون گفت :
وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ؟
« 4 » گفت بتن اندر نگريد اندر آفريدن شما تا بدانيد كمن يكىام كه هر چه بر تن شما بيافريدم همه جفت آفريدم ، مگر اين دل شما كه دل شما يكى است و مرو را هيچ همتا نيست . و اين قصّه دراز است . « 5 » پس خداوند اين همه حروفهاى معجم اندر ياد كرد : ايدون گفت : كهيعص بدين همه كمن همى ياد كنم بر تو يا محمّد كه من خداوندم چون رحمت كردم بر بندهء خويش زكريّاى پيامبر و فرزند خواستن او .
هامش
( 1 ) - ارش . ( صو ) ( 2 ) - خواندند لانه خلق من اديم الارض كه او را . ( صو . م ) ( 3 ) - الدهر 1 . ( 4 ) - الذاريات 21 ( 5 ) - و اين قصهء صورت آدم در سورة البقره گفته شده است بشرح و تفسير ، و اين قدر اينجا كفايت است . و اللَّه اعلم . ( صو ) - و اين قصّه درازست و بسورهء فاتحة الكتاب گفته آمده است بتمامى و تفسير اين قدر بسنده است . و الحمد للَّه رب العالمين . ( م ) [ در نسخهء متن داستان مريم درين جا عنوان ندارد اما در دو نسخهء ديگر بدين عنوان است : قصهء زكريا و مولود مريم . ( صو ) - قصهء زكريا و فرزند خواستن او از خداى . ( م ) ]