تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 955

مساهمون:

ص٩٥٥
دهيان ايشان را طعام ندادند . پس چون بيرون آمدند از آن ديه ، ديوارى بود كنار آن ديه به دو اندر آمده و همى [ خواست ] بيفتاد . خضر فراز رفت و آن ديوار راست باز كرد . « 1 » موسى گفت ما را طعام ندادند كه ما ازيشان طعام خواستيم و تو آن ديوار راست باز كردى ، اگر خواستى ازيشان بدان ديوار كه باز كردى مزدى بستدى بران ، چنان كه خداى گفت عزّ و جلّ :
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها ، فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما ، فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ ، فَأَقامَهُ ، قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً .
« 2 » پس خضر گفت :
هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً .
« 3 » اين آنست جدايى ميان من و تو تا بگويم تأويل آن كتو بران صبر نتوانستى كردن .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً .
« 4 » ايدون گفت كه آن كشتى از بهر آن سولاخ كردم كه ازان گروهى درويشان بود كه كرده بودند بدان دريا اندر ، تا مر ايشان را نفقه باشد ، و آنجا ملكى بود كه همه كشتيها به غصب بگرفتى ، و مر آن كشتى را از بهر آن سولاخ كردم تا عيب‌ناك گردد و چون معيوب بود آن ، ملك آن را نستاند ازان درويشان . و آن غلام بود دزد و راه دار و بد خصلت ، و پدر و مادر خوب داشت و نيك ، و پدر مادرش همه روز همى دعا كردند كه خداى ما را
هامش
( 1 ) - ديوارى بود كژ گشته ، خضر آن ديوار راست كرد . ( خ ) ( 2 ) - الكهف 77 . ( 3 ) - الكهف ، 78 ( 4 ) - جدايى آمد ميان من و آن تو ، اكنون ترا خبر كنم از آنچه من كردم و ترا بدان صبر نبود . ( خ . نا . صو )