تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣
و آن سنگى بود سبز شده از جهت آن كه خضر آنجا نماز كرده بود . و آنجا هيچ كس را نيافتند ، و ماهى را يافتند هم چنان بميان دريا اندر ، و زمين خشك يافتند . از پس ماهى رفت ، و هر چند ماهى برفت زمين خشك پيدا آمد « 1 » ، و موسى و يوشع از پس ماهى همىرفتند تا برسيدند بجزيره‌اى ، و خضر را يافتند بدان جزيره اندر همى نماز كرد ، موسى و يوشع هر دو بنشستند تا خضر سلام بداد . پس موسى عليه السّلم پيش او رفت و او را گفت : السّلام عليك يا عبد اللَّه الصالح . خضر گفت : عليك السّلم يا پيامبر بنى اسرايل . موسى گفت : ترا كى گفت من پيامبر بنى اسرائيل‌ام ؟ خضر گفت مرا آن كس كه ترا سوى من « 2 » ره‌نمايى كرد . پس موسى او را گفت :
هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً ؟
« 3 » گفت من با تو بيايم تا تو مرا اندر آموزى ازان علم كه ترا اندر آموختند ؟ خضر گفت
إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً . وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً .
« 4 » گفت تو با من نتوانى بودن كتو آنچه من كنم ندانى و بدان اندر صبر نتوانى كردن . موسى گفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً .
« 5 » گفت اگر خداى خواهد تو مرا از صابران يا بى و به هيچ كار اندر تو عاصى نگردم . پس چون خضر حجّت برو برگرفت برفتند هر سه : خضر ، موسى ، و يوشع ، و بدان لب دريا همىرفتند . كشتىشان پيش آمد بر لب دريا و ايشان را بكشتى حاجت نبود و لكن آزمايش موسى را بود . ايشان هر سه فراز شدند و گفتند : ما غريبانيم ما را بدان كشتى اندر نشانيد . ايشان را
هامش
( 1 ) - پس آن ماهى اندر رفتند هر چند ماهى همىرفت زمى خشك پيدا همى آمد . ( خ ) ( 2 ) - آن كس گفت كه ترا به من . ( خ ) ( 3 ) - الكهف 66 ( 4 ) - الكهف 68 ( 5 ) - الكهف 69
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 953 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى