تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
و گفت « 1 » :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً . وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
« 2 » . پس روى بدان غار نهادند و نام مهترشان تكسينا بود ، و ديگر محليشا بود ، و سه ديگر مسليحا بود ، و چهارم بطوش ، و پنجم يمليخا ، و ششم فرياش ، و نام شبان شارش « 3 » بود . پس برفتند و سگ با ايشان ، تا بدان كهف برسيدند و شدند اندر آنجا و آن سگ نيز با ايشان بدان جا اندر شد . و ايشان بدان كهف اندر بنشستند ، و آن سگ بخفت ، و سر بر دو دست نهاد چنان كه رسم سگان است « 4 » . پس ديگر روز ملك آگاه شد ، و از پس ايشان كس فرستاد و اندر نيافت ايشان را . و ايشان « 5 » بخفتند ، چون بخواب اندر شدند خداى عزّ و جلّ جانهاى ايشان بستد ، و ايشان بدان غار اندر بمادند « 6 » سيصد و نه
هامش
( 1 ) - بستود و جوانمردانشان خواند . چنان كه گفت :إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ، وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً .و خداى عز و جل اندر همه قرآن جوانمرد ابراهيم را خواند عليه السلام و ديگر اين اصحاب الكهف را خواند . چنان كه ديگر راه تكرار كرد ، گفت . ( خ . صو . نا ) ( 2 ) - الكهف ، 13 / 14 ( 3 ) - و نام شبان سارس بود ، و علما چنين گويند كه نام آن سگ قطمير بود . و چنين گويند كهر كجا حريق اوفتد چون به زمين بصره كه آفتش اوفتد يا به زمين ما وراء النهر و ناحيت آن ، نام اين اصحاب كهف بر قرطاس بنبيسى و بر آن آتش فكنى آن آتش بنشيند . و اين حكايت حريق و نام اين سگ اندرين كتاب نبود و ليكن از علما شنيده بوديم بدين كتاب اندر آورده شد . ( خ . صو . نا ) ، [ در ضبط اسامى اصحاب الكهف اختلاف بسيار است علاقمندان به تفاسير و قصص رجوع فرمايند ] . ( 4 ) - خداى عز و جل خفتن آن سگ بدان غار اندر ياد كرد . چنان كه گفت ، و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد . ( خ . صو . نا ) ( 5 ) - بدان كهف اندر . ( خ . صو . نا ) ( 6 ) - بدان كهف اندر بخوفتند . ( نا ) - بدان كهف اندر بماندند . ( خ ) - بماندند بدان كهف اندر . ( صو ) ، « بمادند » بجاى « بماندند » ، و رجوع شود بصفحهء 946 و صفحهء 950 نيز . ( نا )