109 - بگو : اگر گردد دريا همه مداد نبشتن سخنان خداى مرا برسد دريا پيش ازان كه برسد « 1 » سخنان خداى من و اگر چه بياريم هم چندان مدد « 2 » *
110 - بگو - يا محمّد - كه : من آدمى « 3 » ام هم چون شما وحى مىفرستند به من كه هست خداى شما خداى يگانه ، هر كس كاوميد داريد واپيش خداى خويش شدن « 4 » بايد كه كار كند كارى نيك و هنباز نگيرد بپرستش آفريدگارش هيچ كس - كار خداى بريا نكندا - « 5 » *
قصهء اصحاب الكهف
بدين سورة اندر قصّهء اصحاب الكهف است ، و قصّهء موسى و خضر و آنچه بوده است بجز ازين . و اين همه مكّى است ، و بمكّه فرود آمدست « 6 » .
و اين اصحاب الكهف مردمانى بودند از شهر يونان « 7 » ، از شهرى كمرو را افسوس خواندند . و مر ايشان را ملكى بود نام او دقيانوس ، و
هامش
( 1 ) - دريا مداد سخنان خداوند مرا ، برسدى دريا پيش كه برسدى . ( خ ) - دريا مداد مر سخنان خداوند مرا ، سپرى گشتى دريا پيش از آنكه سپرى گشتى سخنهاى .
( صو )
( 2 ) - بهمچنان افزونى . ( خ . صو ) - بهم چندان آن را مدد . ( نا )
( 3 ) - مردمى . ( نا . خ ) - مردى . ( صو )
( 4 ) - رسيدن به خداوند خويش . ( صو ) - ديدار خداوند او . ( خ ) - لقاء ربه .
( 5 ) - هيچ كس را . ( نا ) - كسى را .
( خ . صو )
( 6 ) - و اين سورة الكهف مكى است ، و اين سورت اندر قصهء اصحاب الكهف است ، و قصهء موسى و خضرست ، و قصهء رقيم است ، و قصهء موسى و يوشع است ، و قصهء ذو القرنين است ، و قصهء دو برادران [ در هر سه نسخه ] بازرگان است .
و اين همه بگفته آيد ان شاء اللَّه تعالى . ( خ . صو . نا )
( 7 ) - از زمين يونان . ( خ ) - از زمين يونانيان . ( صو . نا )