تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 918

مساهمون:

ص٩١٨
آمدند ، و پيغامبر آن نيكويها كخداى تعالى با او كرد همه عرضه كرد . چون پيغامبر از مناجات پرداخته شد نماز خواست مر امت خويش را . خداى عز و جل پنجاه نماز فريضه كرد بر امت او . پس چون به آسمان چهارم باز آمد و ارواح پيغامبران برو گرد آمدند ، بگفت كخداى تعالى بر امت من پنجاه نماز فريضه كرد و من آن را بپذيرفتم . موسى بن عمران پيغامبر را گفت امت تو اين پنجاه نماز بجاى نيارند و تو بدين اندر شرم‌زده گردى . پس پيغامبر حاجت خواست تا ده ده و پنج پنج كم همىبود تا بپنج نماز باز آمد . اكنون اين پنج نماز فريضه است بر امت محمد . چون بنده اين پنج نماز بگذارد بوقت خوش خداى عز و جل او را ثواب آن پنجاه نماز بدهد تا از عمل او كمتر نباشد و ثواب همان باشد ، چنان كه گفت عز و جل :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 1 » . پس جبرئيل بانگ نماز و قيامت كرد ، و پيغامبر مسح كرد بران گونه كه امروزست « 2 » ، و قامت كرد . و پيغامبر مر آدم را گفت تو پيش رو كه پدر مااى . آدم گفت يا محمد تو پيش رو كفاضل‌ترى كه هنوز زندهء . پس پيغامبر پيش شد و نماز كرد و همه ارواح پيغامبران از پس او نماز كردند « 3 » . پس پيغامبر ارواح پيغامبران را بدرود كرد ، و جبريل او را از آسمان چهارم باز آورد ، سوى كوه قاف به زمين آورد ، سوى جابلقا و جابرسا ، و آن خلق بر او گرد آمدند و ايشان را دعوت كرد . همه به دو بگرويدند . و پيغامبر هم يكى ازيشان بريشان خليفت كرد . و جبريل پيغامبر را سوى ياجوج و ماجوج آورد ، و ايشان بپيغامبر نگرويدند . و اين ياجوج و ماجوج از فرزندان يافث بن نوح‌اند ، كه يافث را دو پسر بود « 4 » يكى را ياجوج نام كرد و يكى را مأجوج ، و بالاى ايشان چند رشى است « 5 » وز پس كوه قاف باشند كه ذو القرنين آن سد كردست . و اين قصه گفته آمدست . « 6 »
هامش
( 1 ) - الانعام ، 160 . ( 2 ) - پس جبرئيل عليه السلام بيامد و پيغامبر را صلى اللَّه عليه و سلم بانگ نماز و قامت بياموخت و بانگ نماز كرد ، و پيغامبر را مسح كردن درآموخت بران هيئت كه امروزست . ( صو ) ( 3 ) - پس پيغامبر پيش رفت و نماز كرد . و علما بدين بانگ نماز و قامت خلاف كرده‌اند و خلاف اين گفته آمدست به آخر سورة البقره . ( صو ) ( 4 ) - آمد . ( صو ) ( 5 ) - همسر يك رش است . ( صو ) ( 6 ) - و ايشان از آنجا اندر بيرون نيايند تا آن وقت كه روز قيامت برخيزد . و اين قصه بسورة البقره گفته آمده است به تمامى . ( صو )