نيز مؤمن شدند به خداوند عزّ و جلّ و بفريشتگان و كتابها و رسولان و هيچ رسول را رد همىنكنند ، و چنين گفتند ما سخن خداوند شنيديم و اطعنا ، فرمان برداريم . غفرانك ربّنا و اليك المصير .
پس اين مناجات تمام كرد تا اينجا كه ايدون گفت : فانصرنا على القوم الكافرين . خداى عزّ و جلّ اين همه حاجتهاى او روا كرد و بسيار حاجتهاى ديگر بخواست همه روا كرد .
پس پيامبر اندر خواست از خداوند عزّ و جلّ تا جبرايل را بفرمود تا پيامبر را بهشت بنمايد و دوزخ او را بنمايد هفت طبق . پس نماز خواست امّت خويش را ، خداى عزّ و جلّ پنجاه نماز بداد او را شب و روز تا بكنند .
پس جبرايل از بهشت سيبى بكند و به پيامبر داد و گفت اين بخور يا رسول اللَّه . پيامبر آن سيب بخورد ، آن سيب نطفه گشت به پشت وى اندر . و خبرى است بروايت كه بيارند از پيغامبر صلى اللَّه عليه ، ايدون گويند كه پيغامبر بيامدى و موى فاطمه بوئيدى و بوسه دادى ، و گفتى كه از موى فاطمه بوى بهشت آيد و سبب آن سيب بوده بود .
پس هم چنان جبريل عليه السّلم مرو را هشت در بهشت و هفت طبق دوزخ بگردانيد ، و آن عذاب كه بر ارواح كافران بود همه او را بنمود و مقدار عذاب هر كسى از كافرى .
پس پيامبر به آسمان چهارم باز آمد ، و ديگر باره ارواح پيامبران بر وى آمد ، و پيامبر آن نيكويها كه خداى برو بكرده بود همه بگفت ايشان را . چون بحديث اين پنجاه نماز برسيد كه گفت من پذيرفتهام ، موسى عليه السّلم گفت ، امّتان تو اين پنجاه نماز بجاى نيارند و تو بدين اندر شرم زده گردى . پيامبر ديگر باره باز گرديد و از خداى عزّ و جلّ
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 915
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٩١٥