نعمت چيزى است كه موافق انسان است و انسان آن را مىخواهد ، نه چيزى كه موافق انسان نيست و انسان آن را ناخوش دارد ، و چون انسان داراى مراتب متعدّدى است و گاهى چيزى موافق يك مرتبه هست و منافر مرتبهء ديگر ، لذا تحقيق در نعمت سزاوار و شايسته بيان كردن مىباشد ، پس مىگوئيم :
تحقيق نعمت و مراتب آن به حسب مراتب انسان
انسان از آن جهت كه انسان است عبارت از لطيفهء سيّارهء انسانيّت است كه در هر مرتبهاى از وجهى با آن مرتبه متّحد است و از جهتى به حسب ذات و آثار با آن مرتبه مغايرت دارد ، زيرا كه هر مرتبهاى از انسان محدود به حدود مخصوصى است كه بر تعيّن خاصّى متوقّف است ، به خلاف آن لطيفه كه غير محدود بوده و متوقّف بر شأنى از شئون نيست ، بلكه براى آن سيرى بىانتها از ولايت مطلقه ثابت است .
پس اگر چيزهائى كه موافق سرايت است موافق آن لطيفه هم باشد ، براى انسان ، نعمت ، از آن جهت كه انسان است نعمت مىشود ، و گرنه همان نعمت براى انسان نقمت ( بدبختى ) مىگردد . پس قرار دادن شهوت در مرد و زن و آفريدن آلات تناسلى با آن وضع مخصوص به خود ، و ظهور شهوت از سوى والدين نسبت به هم و تحريك شهوت آن و نزديكى آن دو و رساندن نطفه به جاى مخصوص خود و امتزاج دو نطفه متعلّق به مرد و زن ، و رحم را عاشق و نگهدارنده و گيرندهء نطفه ساختن و خون را غذاى نطفه قرار دادن ، و توجّه روانى مادر به حفظ و تربيت و غذا رساندن به كودك و مادر را سبب رشد و نموّ آن كودك قرار دادن ، همهء اينها از جمله نعمتهاى خدا بر انسان است . و همچنين است جميع چيزهائى كه تا اوان بلوغ به او نفع مىرساند و او آن چيزها را لازم دارد ، و بعد از بلوغ نيز هر چيزى كه در سير الى اللّه به او كمك مىكند از