« محسن » ، اعم از اينكه خطاكار باشد يا نباشد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 59 ]
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ( 59 )
ترجمه :
( 2 / 59 )
پس از آن ، ستمكاران آن گفتارى را كه به آنان گفته شده بود ، به سخنى غير آن تبديل كردند و ما نيز بر آنانى كه ستم كردند ، عذابى از آسمان فروفرستاديم ، زيرا ايشان به فسق و فجور پرداخته بودند .
تفسير :
« فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ »
: آنان ، آنچنانكه امر شده بود ، سجده نكردند و آنچه را كه امر شده بود بگويند ، نگفتند ، بلكه به پشت داخل آنجا شدند و به جاى اينكه بگويند ، بار گناهان را فرونه . گفتند : « حنطة » ، يعنى خوردن گندم سرخ كه به ما قوّت مىدهد ، براى ما دوستداشتنىتر از اين كار و گفتار است . يا گفتند : دانهء جو بهتر از اين عمل است .
روايت شده است كه اختلاف آنان در اين بود كه چون به در رسيدند و آن را درگاهى بلند يافتند ، گفتند : لازم نيست ما در موقع داخل شدن به اين درگاه ، خم شويم و به حالت ركوع درآييم . مىپنداشتيم كه آن در ، كوتاه است و چارهاى جز خم شدن نداريم ، در حالى كه اين درگاهى بلند است . تا كى موسى و يوشع بن نون ، ما را مسخره و وادار مىكنند كه به چيزهاى باطل سجده كنيم ؟ و پشت به در كردند و به جاى كلمهء « حطة » كلمهء « حنطة » را به زبان جارى كردند ، كلمهاى گفتند كه به معنى گندم سرخ است . و اين بود معنى تغيير و تبديل گفتار .
« فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا »
: در اينجا ، به جاى ضمير ( هم ) ، اسم ظاهر ( على الّذين ظلموا ) را آورده است .