تناول نمايند و شامگاهان پرندهء بريان بر سفرههاى آنها قرار مىگرفت .
زمانى كه مىخوردند و سير مىشدند ، آن پرنده به پرواز درمىآمد . و مىرفت .
با موسى ( ع ) ، سنگى بود كه وسط لشگريان قرار مىداد و با عصا به آن ضربهاى وارد مىكرد و آن سنگ شكافته مىشد و دوازده چشمه از آن جارى مىشد . هر چشمه به جانب يكى از گروهها جريان داشت و آنان دوازده گروه بودند .
مدتى اين حالت ادامه داشت و آنان از اين يكنواختى ملول گشتند و گفتند : يا موسى ! هرگز نمىتوانيم با يك نوع طعام صبر كنيم « 1 » .
« وَ ما ظَلَمُونا »
: و آنان با كفران نعمت ، و بدل كردن آن غذاى بهتر و برتر به پستتر ، به كسى ستم ننموده بلكه به خود ستم روا داشتند .
يا آنان با اعتراض به موسى ( ع ) و عدم رعايت عزّت و احترام نسبت به آن حضرت ، به كسى ظلم نكردند ، بلكه به خود ستم نمودند .
اين كنايهاى است از امّت محمد صلّى اللّه عليه و آله ، و كفران نعمت آنان ، زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه ( ع ) را آنچنانكه شايسته وجودشان بود ، بزرگ نشمردند و به آن نعمتهاى عظماى ولايت و هدايت ، آنچنانكه بايد ، ارج ننهادند و شكر نعمت به جاى نياوردند .
از حضرت باقر ( ع ) نقل است كه : خداى تعالى بالاتر و والاتر و بلندمرتبهتر از آن است كه به او ستم شود . ولى ما اهل بيت را ، از خود دانسته و به خود وابسته و آميخته مىداند و ظلم به ما را از ستم به خود و دوستى ما را دوستى به خود مىشمرد . از اين رو است كه مىفرمايد :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . . »
؛ يعنى ولىّ شما ، خدا و رسول و ايمانآورندگان هستند كه دوستى آنها دوستى خداست « 2 »
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 120 .
( 2 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 120 .