معنى مصرف نعمت در جهتى است كه نعمت به خاطرش آفريده شده است . در دو معنى ، كسى كه در پس پردهء انانيّت و دربند زندگى پست حيوانى خويش باشد ، برايش ممكن نمىشود ( كه به معنى واقعى شكر نمايد ) ، لذا خداى تعالى ، پس از برانگيختن « بعثت » كه حيات الهى است و بعد از مرگ دنيوى كه خروج از خوديّت است ، مرتبهء شكر را بيان داشته است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 57 ]
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 57 )
ترجمه :
( 2 / 57 )
و ابر را بر شما سايهبان قرار داديم « و منّ » و « سلوى » « 1 » براى شما فرستاديم تا از روزيهاى پاكيزهاى كه برايتان مقرر نموديم بخوريد .
آنان ( با كفران آن ) ، به ما ستمى نكردند ، بلكه بر خويشتن ستم روا داشتند .
تفسير :
« وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ »
: آنگاه كه در سرزمين تيه « 2 » سرگردان بوديد ، براى اينكه شما را از حرارت خورشيد و سرماى ماه ( حرارت روز و سرماى شب ) نگاه داريم ، ابر را براى شما ، سايبان قرار داديم .
« وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى »
: « منّ » به ترنجبين تفسير شده است .
و سلوى به عسل و پرندهء بريان و نيز به « سمانى » كه پرندهاى شبيه كبوتر
هامش
( 1 ) چون مفسر محترم در متن ، « منّ » و « سلوى » را شرح فرمودهاند لذا در اين قسمت توضيح بيشترى داده نشد .
( 2 ) در معجم البلدان آمده است كه : تيه موضعى است كه در آن موسى بن عمران و قوم او گم شدند و آن زمينى است ميان ايله ، مصر ، درياى قلزم ( درياى سرخ ) و كوههاى سراة از سرزمين شام .