كرده به اين امر ، كه نهايت نادانى است كه شخص از آفريدگار برگشته و به آفريده رو كند .
« فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ »
: پس نفس خودتان را كه موجب شد تا از آفريدگار به آفريده رو كنيد ، كه آن نهايت حماقت است ، بكشيد .
منظور از « انفس » آن نفسى است كه مقابل عقل است . يا منظور اين است كه انانيّت و خوديّت خود را بكشيد كه منجر به انديشههاى ناپسند واماندهء شما شد . يا برخى ، بعضى ديگر را بكشيد .
در اخبار آمده است كه به آنان امر شد كه خودشان را با شمشير بكشند و آنها هفتاد هزار تن بودند و شمشير به روى هم كشيدند ، و اين امر ، بر همين دلالت دارد كه يكديگر را كشتند « 1 » .
مانند اين روايت ، كه در آن آمده است : پرستندگان گوساله ، ششصد هزار نفر بودند . تنها دوازده هزار نفر از آنان گوساله را نپرستيدند و خداوند دستور داد كه آن دوازده هزار نفر كه به پرستش گوساله تمكين نكرده بودند ، شمشير كشيده به جان ديگران افتند .
آنها گفتند ، براى ما اين مصيبت سختتر از پرستش گوساله است كه بايد پدران و خويشاوندان خود را با دست خود بكشيم .
پس ، به موسى وحى نازل شد كه به آنها بگو ، به محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندانش ( ع ) با عرض درود و سلام توسل جويند ، تا آن امر بر ايشان آسان شود . آنها نيز به آن بزرگواران متوسّل شدند و اين امر بر آنان آسان گشت . و چون كشتار آن ششصد هزار نفر ( دوازده هزار نفر كه گوساله را نپرستيده بودند ، از آن مورد مستثنى بودند ) ادامه يافت ، آنان تقاضاى عفو نمودند .
خداى تعالى ، آنان را نيز آگاه كرد كه مانند خداپرستان به
هامش
( 1 ) تفسير صافى ، ج 1 ، ص 118 .