است ، برايش ممكن نيست تا نمازى كه انقياد امر به خدا و فرمانبردارى از او است و كارهايى كه موجب اين انقياد است از وى ظهور يابد . زيرا خودخواهى كه از صفات شيطان و نفس به شمار مىآيد ، مخالف فرمانبردارى است كه صفت انسان است .
« إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ »
: خاشعين به خوارشدگان تحت عظمت خدا و خارجشدگان از خود بينى و بزرگپندارى ، اطلاق مىشود .
خشوع و خضوع و تواضع ، الفاظى هستند كه معانى آنها نزديك به هم است ، زيرا خشوع حالتى است كه از احساس به عظمت آنچه مورد خشوع است حاصل مىشود و دوست داشتن و لذّت بردن از وصال همراه آن بوده ، با درد جدايى نيز آميخته است .
خضوع هم همين حالت است ، ولى در خضوع احساس عظمت مورد خضوع بيشتر و محبت پنهانتر است .
تواضع نيز همين حالت است و عظمت در آن بيشتر و محبت در آن پنهانتر از خضوع است .
بدان كه انسان به هر نسبت كه از خودبينى و شيطنت خويش بيشتر بيرون رود ، به همان نسبت فرمانبردارى وى از ولىّ امرش بيشتر مىشود و هر چه جهت انقياد و فرمانبرداريش بيشتر شود ، خشوعش زياد مىشود ، يعنى عظمت ولىّ امرش را بيشتر احساس مىكند و از وصال او لذت برده ، از دوريش ناراحت مىشود . و هر چه خشوعش افزونى يابد ، از نمازش لذّت بيشتر مىبرد تا آنجا كه نماز ، نور چشمش گشته و راحتى او در نماز خواهد بود . چنان كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود :
« قرة عينى فى الصّلاة » ، ( نور چشمم در نماز است ) و فرمودند :
« روّحنا يا ارحنا يا بلال » ، اى بلال ما را راحت كن ، يعنى اذان بگوى