امثال اين دو آيه ( 78 آل عمران و 79 بقره كه شرحش گذشت ) ، در حقّ شجرهء ملعونه است و آن عبارت از بنى اميّه ، حزبها و پيروان آنان تا روز قيامت است كه با امامان ( ع ) و شيعيان آن بزرگوار ، دشمنى ورزيدند ، تا چه رسد به اينكه در نوشتن كتاب و فتواى در احكام ، از آنان اجازه بگيرند .
از اين رو ، از اوّل صدر اسلام ، شيعه ، به اذن و اجازهء معصومان ( ع ) ، يا كسانى كه از سوى آن بزرگواران منصوب شوند ، اهتمام داشتهاند .
به نحوى كه اگر آنان اجازه نفرمايند ، نه حكمى را بيان مىكنند و نه چيزى از آن را مىنويسند .
هر مدرسى در تدريس خود ، و هر دانشپژوهى در آموختنش ، اگر مأمور به آن باشند ( اذن و اجازه داشته باشند ) و انگيزهء آنان جز اطاعت امر نباشد ، حافظ آيات خدا هستند . و گرنه ، آيات خدا را دگرگون كرده به بهاى اندك فروختهاند . حال ، چه غرض از آن امور مباح يا غير مباح باشد ، مانند قاضيان و مفتيان . و اين حالت ، در همهء اعمال و احوال عبادى يا غير آن وجود دارد .
هيچ احدى جز مخلصان يافت نمىشود ، كه آيات خدا را به نحوى به بهاى اندك نفروشد . ما و همهء مؤمنان ، از اين عمل به خدا پناه مىبريم .
از اين فروش و تبديل ، بزرگتر آن است كه از پيامبر زمان يا ولىّ امر تقليد نموده ، آنگاه ، بعلّت اشتغال نفس به هوا و هوس ، از آن دورى به عمل آورى .
يا اينكه خانهء دل را پاك كنى تا صاحبالامر ( ع ) ، در آن داخل گشته و در عالم صغير تو ، ظاهر شود . سپس از آن روى بگردانى ، يا اينكه او از تو دورى كند . در اين صورت ، حسرت و پشيمانى تو از هر نادم و پشيمانى بيشتر و شديدتر است .
« وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ »
: چون ترس در بيشتر مواقع در مورد وقوع