تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
دون‌همتان ، كمتر كسى پيدا مىشود كه بتواند از غرضهاى مباح و غير آن خود را جدا كند . كسى كه به غرضهاى غير مباح مبتلا بوده ، بايد از شر آن به خدا پناه برد كه وجود اين شخص براى دين بندگان خدا ، از ابليس و لشكريانش بدتر است . و اجرتى كه بين آنان مرسوم و متداول است كه براى برخى از عادات ، مانند اذان ، نماز شب ، دفن ميّت ، قرائت قرآن و تعليم قرآن دريافت مىدارند ، همچنين مزدى كه ارباب منابر ( منبريها ) براى خواندن مصيبتها ، مرثيه خوانى و مجالس وعظ دريافت مىدارند ، حرام است و فقها ، به حرمت آن تصريح كرده‌اند . تازه اين غير از غرضهاى پست ديگرى است كه خداوند با ابتلا به آنها ، ايشان را مىآزمايد . امّا مزد قرار دادن براى بجا آوردن نماز و روزهء واجب براى كسى كه فوت شده باشد ، چه به طور يقين يا گمان يا احتمال ، يا اينكه يقين كرده ، و يا گمان كرده و يا احتمال داده باشد كه نماز و روزه‌اش درست نبوده است ، در اين صورت ، به نيابت از اين مرده ، نماز و روزه بجاى آوردن فتوا داده شده است . همچنين ، در مورد نيابت حج از زنده ناتوان و كسى كه توانا است و يا كسى كه فوت نموده ، اخبار زيادى رسيده است و علما اجماع بر صحّت اين اخبار كرده و به مضمون آن عمل نموده‌اند ، امّا توضيح نداده‌اند . ولى اجماع علما بر صحّت عمل آن ، منوط به آن است كه عامل آن چگونه قصد و نيّتى داشته باشد ، تا اينكه عبادت در برابر مزد محسوب نگشته و آيات خدا ، به بهاى اندك فروخته نشده باشد . امّا قاضى ، اگر در مجلس قضاوت به امر امام ، يا نايب او ، به امر قضات به طور عمومى يا خصوصى اقدام كند و در قضاوتش سواى امر خداى تعالى نظرى و ادّعايى نداشته باشد ، در آن صورت حافظ آيه و نشانهء خداى تعالى است . چه قضاوت نشانه‌اى از فرمان به قضا و فرمان نشانه‌اى از فرمانده ، و فرمانده نشانه‌اى از خداى تعالى است .