همان اثم شرعى است ، و گاهى اطلاق مىشود بر چيزى كه در آن منقصت نفس است و همين معنى در اينجا مقصود است ، زيرا كه آيه از مقدّمات نهى است ، نه اينكه آن آيه بعد از نهى از خمر و قمار نازل شده باشد . و علت نقص نفس انسان بسبب ارتكاب خمر و قمار بيان كرديم ، و شأن نزول آيه و اخبارى كه دربارهء آن وارد شده در كتابهاى مفصّل مذكور است و هر كس كه بخواهد به آنها مراجعه كند .
« وَ يَسْئَلُونَكَ »
: اينجا ادات وصل آورده است چون اين جمله با جمله سابقش مناسبت دارد به خلاف
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ »
.
« ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ »
: عفو عبارت از ترك تعرّض به بدكار است بدى ، يا گذشت كردن و پاكيزه نمودن قلب از كينه و حقد ، پاكيزهترين مال ، فضل مال و زيادتر از احتياج داشتن ، كار خوب ، حدّ وسط بين تنگ گرفتن در خرج و اسراف ، آسان گرفتن نه سختگيرى ، آنچه كه از قوت سال زياد مىآيد ، البتّه همهء اين معانى مناسب است و اينجا مىشود اراده كرد .
« كَذلِكَ »
: اين چنين است بيان انفاقكننده بهطورىكه مال انفاقكننده و خودش فاسد نشود .
« يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ »
: متعلّق به قول خدا « تتفكّرون » است ، يعنى در امر دينا و شأن آن ، زيرا كه در مثل اين آيهها و احكام شرعيّه از وجهى به حفظ دنيا توجّه شده و از طرفى به دنيا و دور شدن از آن ، و توجّه به دنيا از طرفى و توجّه به آخرت از طرف ديگر ، ولى از جميع آنچه كه دربارهء دنيا و تحصيل و حفظ آن وارد شده اين است كه مراد از آن جز استكمال آخرت به سبب طلب بقاء در دنيا چيزى نيست ، پس خداوند براى شما احكام قالبى را تشريع نمود به گونهاى كه در آنها دنيا را مقدّمه آخرت قرار داده ، و گرفتن دنيا مقدّمهء طرح و دور انداختن آن قرار گرفت ، و آخرت را اصل و مقصود قرار داد ،