تنازع حاصل مىشود و بهنحوى كه تضييع حقوق و از بين بردن صاحبان حقوق بيشتر از ترك جذب و دفع مىشود ، پس بايد رسول صلّى اللّه عليه و آله قانونى را تأسيس كند كه ميزان و ملاك جذب و دفع باشد ، و اينكه براى تأديب كسى كه از آن قانون سر باز زند قانون ديگرى تأسيس نمايد ، و از جذب آنچه كه در دست غير است بدون عوض يا عوضى كه در آن فريب و نيرنگ مردم باشد منع نمايد كه آنها از پستىها و رذائل نفس است كه از سير الى اللّه مانع مىشوند ، و همچنين از چيزهايى كه در آن ذلّت نفس است مانند تملّق و سؤال و سرقت و غير اينها از چيزهايى كه در آنها پستى و رذيلت هست و نيز از چيزى كه موجب معطّل گزاردن آبادانى زمين است و چيزى كه رأسا موجب از بين رفتن مال است . از همهء اينها بايد رسول منع نمايد . و در قمار فريب مردم و تعطيل زمين و از بين بردن مال است از يكى از دو طرف رأسا بدون عوض .
انسان در مرتبه انسانيت طورى آفريده شده كه داراى قوّهء عاقله است . كه تدبير امور اهل مملكتش را مىكند و مسلّط بر واهمه است و آن مسلّط بر خيال و آن مسلّط بر ادراكات و نيروهاى شوقى و آن مسلّط بر قواى محرّكه است كه مسلّط بر اعصاب و رگها و عضلات و اعضاء است ، پس انسان محتاج است به باقى ماندن قوّهء عاقله با همين كيفيت تا اينكه حقوق حفظ شود .
پس رسول صلّى اللّه عليه و آله بايد امر به چيزى بكند كه اين كيفيت را حفظ نمايد بهنحوى كه انسان را به سلوك الى اللّه بكشاند ، و نهى كند از چيزى كه آن كيفيت را زائل نمايد .
و تمام مستكنندهها چون زايلكنندهء تسخير و تسلّط قوّهء عاقله هستند پس كار پيامبر بايد نهى از آنها باشد چنانچه وارد شده : شريعتى از زمان آدم ( ع ) نبوده مگر اينكه از خمر نهى كرده . و در زائل شدن تدبير و تسخير قوّهء عاقله مفاسد متعدّدى است ، و لذا خمر را « امّالخبائث »
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٥٧