تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
« وَ هُوَ كافِرٌ »
: تقييد مرگ به كفر در ترتّب عقوبت براى اشعار به اين است كه اگر كسى بميرد و قبل از احتضار كافر باشد ، نمىشود به عقوبت آن حكم كرد ، زيرا ممكن است ولايت را در حين احتضار يا همان وقت ظهور على ( ع ) بپذيرد . پس اگر على ( ع ) در حين احتضار ظاهر شد و او على ( ع ) را انكار كرد ، مرگ او در حالت كفر است و در غير اين صورت كافر نيست . و كسى كه حال محتضر از قبول و ردّ را نمىداند ، جائز نيست كه حكم به اسلام يا كفر او بكند و شايسته نيست كه دهن به لعنت او باز شود .
« فَأُولئِكَ »
: تكرار مبتداست به اسم اشارهء بعيد براى اينكه آنان را دوباره با اوصاف بدشان احضار نمايد ، و براى اينكه آنان را تحقير نمايد تا اينكه در زجر و منع رساتر باشد .
« حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ »
: اندكى قبل از اين گذشت كه اعمال قالبى كه عبارت از حركتها و هيأتها و ذكرهايى است كه تجدّد پيدا كرده‌اند و وجود تدريجى دارند كه جزئى از آن با جزء ديگر جمع نمىشود و هيچ جزئى از آنها در دو لحظه باقى نمىماند ، اين اعمال قالبى محكوم به ثبات و تجسّم نيستند . اما حقيقتهاى آن اعمال كه داعى و انگيزه صدور عمل هستند و عملها از آن ناشى مىشوند ، از شئون نفس جوهرى است و آن امرى ثابت است و متّصف به مقدار و تجسّم و ( بطلان ) . امّا حبط عمل عبارت از باطل شدن عمل و زائل شدن آن از صفحهء نفس است و چون نفس داراى دو جهت است ، جهت دنيوى و آن جهت اضافه‌اش به كثرات است و جهت اخروى كه جهت اضافه به عالم توحيد و ارواح است . هرگاه يك عمل جسمانى يا نفسانى از او صادر شود ، نفس كيفيّت هر دو جهت را به خود مىگيرد . فايدهء كيفيّت جهت دنيوىاش خلاص شدن از اوصاف رذيله و