سريّهاى است كه در اول رجب بود و مسلمانان جنگ كردند و كشتند . در اين مورد ، زياد سخن رفته است كه هم مشركان و هم مسلمانان ، اين مطلب را عيب گرفتند . گويا كه بعد از نازل شدن آيه اول ، سؤال كنندهاى پرسيد :
آيا براى جنگكنندگان در ماه رجب اجرى هست ؟ پس در حالى كه وجود شكّ را در مخاطبان تأييد و تأكيد مىكند ، مىفرمايد : كسانى كه ايمان آوردند . . . تا آخر . مقصود از ايمان در اينجا و امثال اينجا يكى از معانى اسلام است ، كه در اوايل همين سوره معانى اسلام و ايمان مفصّلا گذشت .
« وَ الَّذِينَ هاجَرُوا »
: و كسانى كه هجرت كردند . در اينجا موصول را تكرار كرده است تا اينكه به هجرت اهميّت بدهد . گويا هجرت مانند ايمان خود اصلى مستقل است ، و به ويژه اگر هجرت از مقام نفس كه سراى شرك است به سوى قلب باشد ، كه حقيقة دار ايمان است .
« وَ جاهَدُوا »
: و جهاد كردند . در اينجا موصول را نياورده تا اشاره به اين باشد كه بين هجرت و جهاد تلازم وجود دارد ، به نحوى كه گويا آن دو يك چيزاند ، زيرا انسان بعد از اسلام مادامىكه از وطن هجرت نكند مغايرت او با مشركان ظاهر نمىشود ، تا وقتى كه مغايرت او با مشركان ظاهر نشود ، ديگر جنگ و مخالفت با مشركان تحقّق نمىيابد .
« فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
: در راه خدا نظير اين جمله گذشت و گفتيم كه ظرف لغو است ، ظرف مجازى يا حقيقى ، يا ظرف مستتر است حقيقى يا مجازى .
« أُولئِكَ »
: مبتدا را با اسم اشارهء بعيد براى احضار و بزرگداشت تكرار نمود و گفت :
« يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ »
: اميدوار به رحمت خدايند . چنانچه در گذشته گفتيم ، عادت پادشاهان ادا كردن وعدهها با ادوات ترجّى « 1 » است و اينكه
هامش
( 1 ) ادات ترجّى كه بر اميد به انجام آن دلالت مىكند ، در فارسى عبارتند از كاش ،