اما نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از باب همسانى و همانندى است . يا اينكه اين كلام از پيامبر و مؤمنان ، به نحو درخواست است و به معنى كند شمردن يارى خدا و ناراحتى از آن نيست .
« أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ »
: پاسخ پرسش مقدّر است ، و تقدير كلام اين است : آيا يارى خدا كند است ؟ پس فرمود : يارى كردن خدا نزديك است يا اينكه تقدير چنين است : خداوند به آنها چه فرمود ؟ پاسخ داده شد كه يارى خدا نزديك است ، پس كلمهء « قال » يا كلامى از آنان حذف شده ، گويا كه گفته شده : آيا چيزى غير از اين نگفتند ؟ پس گفته شد : پس از آنكه فضل خدا بر خودشان را مشاهده كردند و در آن تأمّل نمودند ، گفتند : نصر و يارى خدا قريب است ، يا اينكه كلام از قبيل
« قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى »
است . كه گفتار اول از امّت و اين گفتار از رسول است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 215 ]
يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ( 215 )
ترجمه :
اى پيامبر ! از تو پرسند كه در راه خدا چه انفاق كنيم ؟ بگو هر چه از مال خود انفاق كنيد درباره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و رهگذران رواست و هر نيكى كه به جاى آوريد خدا بر آن آگاه است .
تفسير :
« يَسْئَلُونَكَ »
: جمله استينافيه و منقطع از جملههاى قبلى است ، يعنى از تو مىپرسند .
« ما ذا »
: چه چيز يا آن چيزى كه
« يُنْفِقُونَ »
، بايد انفاق شود چيست ؟ بنا بر اول « ما ذا » در محل نصب ، و مفعول « ينفقون » است